پولس از هر دوى اينها نهى مىكند ؛ در اين باب و باب 14 توجه اين قانون مىنمايد كه رئيس و بزرگ هر مؤمن ، مسيح است بايد سر مضبوط باشد براى مسيح ؛ و هم رئيس و بزرگ هر زن شوهر اوست ؛ بايد زن محفوظ براى شوهر خود باشد و سروصورت خود را مكشوف ننمايد مگر براى شوهر خود و در ذيل شرح آيهء چهارم مىنويسد : معنى نبوّت در اين آيه ، موعظه و سخن گفتن است ؛ و سربرهنه كردن در وقت خدمت به خدا خوب است در نزد يونانىها و در سجده در نزد يونانىها و دو سجده در نزد يهودىها ؛ و اما مطلوب براى زن در نزد يونانىها و اقليم آسيا و غيره ، آن است كه زن بايد مستوره باشد ؛ هم در نماز و سجده و هم در جاهاى ديگر مأذون نيست كه سروصورت خود را مكشوف نمايد مگر در خانهء خود كه نامحرم در آن نباشد ؛ و اگر خلاف كند از قانون خارج شده . و در ذيل آيهء ششم گويد كه علامت احترام زن آن است كه هميشه با چادر و روبند باشد تا محترم شمرده شود و الّا در حكم زنهاى زناكار خواهد بود . در ذيل آيهء سيزدهم گويد : هيچ كس زن را تا اين اندازه آزادى نداده كه او بىچادر و روبند به جايى برود و سر خود را برهنه كند در كليسا و غيره . ايضا [ در ] آيهء ( 34 ) و ( 35 ) از باب ( 14 ) از رسالهء مذكوره ( 34 ) [ آمده : ] و زنان شما در كليساها خاموش باشند كه ايشان را حرف زدن جايز نيست ، بلكه اطاعت ؛ چنانكه تورات نيز مىگويد . اما اگر مىخواهند چيزى بياموزند ، در خانه از شوهران خود پرسند ؛ چون زنان را در كليسا حرف زدن قبيح است . و اين دو آيه نهايت تأكيد و تشديد را در تستّر زن مىرساند ؛ چون هرگاه سخن گفتن با مرد و از خانه بيرون آمدن از براى زنان جايز نباشد ، ترك نقاب و حجاب به طريق اولى روا نخواهد بود .
بىحجابى مطلق
بىحجابى اساس مفاسد مدنيّه را تشكيل مىدهد و نظام داخلى را برهم مىزند ؛ چرا كه در اثر بىحجابى ، فساد كلّى نهفته است ؛ و بر فرض كه يك نفر هم فاسد شود ، فساد جمعى را متضمّن خواهد بود ؛ چنانكه ، در سفر لويان صحاح 19 آيهء 29 مىگويد : لا تدلس ابنتك بتعريضها للزّنى لئلا تزنى الأرض و تمتلىء الأرض رذيلة ؛ گويد : دختر خودت را بى عصمت مساز و او را به فاحشگى وامدار ، مبادا زمين مرتكب زنا شود و زمين پر از فجور گردد .
آيهء مزبوره ملوّث شدن يك دختر را موجب پر شدن زمين از فجور داند ؛ و به حجاب آن يك نفر مصون ماند ؛ چرا كه حجاب مانع آميزش خودسرانه و انس با مردان و تمحّض الفت و يك دله بودن زوجه ، و جمعيّت حواس او به خانهدارى و خشنودبودن او به همان زندگانى به شوهر خويش با زشتى و زيبايى و فقر و دارايى ، مايهء نظام خانوادگى و اهتمام