تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
خود همراه و در عرابه و درشكه‌ها نشانيده تا آن‌كه حكيم بزرگ و فيلسوف سترگ رومانى ، كاتون آن‌ها را از عمل شنيع رفع حجاب ممانعت و عاقبت وخيم آن را براى آن‌ها مجسّم [ كرد ] ولى چون زمام‌داران شهوت‌ران بودند و سرنيزه هم با آن‌ها بود ، به اعتراضات او وقعى نگذاشته تا آن‌كه كم‌كم شروع به كشف حجاب نموده ؛ آن وقت يواش‌يواش آن همّت عالى و آن عزم راسخى را كه حايز بودند ، رو به مردن نهاد ؛ و شد آنچه بايد بشود . طالب تفصيل رجوع به مجلة المجلات قرن 19 نمايد . « 1 »

فرياد اروپا

دايره المعارف قرن 19 بعد از اين‌كه توصيف حجاب زمان سابق را مىنويسد ، آن وقت فرياد مىزند كه صدايش به ايران هم مىرسد و مىگويد : اباحت حرّيّت زنان در كشف حجاب و اختلاط نساء به رجال نبود مگر براى فريب زنان نادان و شهوت‌رانى فسّاد و فسّاق « به خدعهء فساد پاره شد چادر عفّت زنان » ، « به حيلهء فسّاق دريده شد محجر عصمت و طهارت پاكدامنان » . [ جرجى زيدان مىنويسد : ] پاره شدن حجاب‌ها ظهورى نداشت مگر در اواخر قرن گذشته ؛ و علّت آن شد كه تقليد نموديم فرانسوىها را در چيزهايى كه منافات با فطرت ما دارد ؛ از اثر دخول فرانسوىها به مصر بىپرده شدن مخدّرات است ؛ چرا كه فرانسوىها به عادت خود در بلاد ما حركت كردند و زنان ايشان بىپرده با ما معاشرت نمودند ؛ اگرچه آن‌ها رفتند ، ولى اثر باقى گذاشتند . خانم‌ها با تمام اطمينان در خيابان‌ها و كوچه و باغ‌ها مشغول صيّادى و اشارهء با ابرو و چشم و دست مىكنند . چه بسا اين كارها در مقابل رجال و آژان‌ها مىكنند و ابدا اعتنا ندارند ؛ كأنّه به مجلس فضل يا به امور تجارى دعوت مىكنند . گوئيا گمان كرده انتظام و تمدّن محتاج به اين امور است . عدول كنيد از اين اوهام ! بيدار شويد از اين غفلت ! مغرور نكند شما را حسن زنان ! حيف از شرف و جوانى نباشد كه انسان بفروشد آن را و متاع بخس و يا نجس عوض بگيرد . « 2 » و امروز هم آنچه فيلسوف عصر حاضر اروپا ، اجوست كونت [ اگوست كنت ] و ساير فيلسوفان بزرگ وقت ، همان حرف كاتون و دائرة المعارف را مىزنند كه زن اگر به حرّيّت مطلقهء مقصوده برسد و بىحجاب شود ، از حدود طبيعى خود خارج شده و به خطرات مهلكه دچار خواهد شد . جوان امروزى مىگويد : من گوش استماع ندارم ؛ لمن تقول !
هامش
( 1 ) . تفصيل سخنان كاتون ، در رسالهء فلسفهء حجاب زنجانى آمده است . ( 2 ) . ( جرجى زيدان ، جزء 2 ، صفحه 36 ، و صفحه 185 ) ( يادداشت مؤلف ) .