تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
21 نقلا از مجلهء رسملىآى تركيه مىنگارد : « در آلمان بعد حرب عمومى جمعيتى تأسيس شده كه زنان و مردان جميعا عريان مىباشند و جمعيت آنها امروزه سه ميليون نفوس مىشود ، و رؤساى آنها مىگويند بايد انسان در دنيا عريان باشد و . . . آن‌ها در طرق و شوارع لخت عور بگردند . » تا مىگويد : مجلة دكتر الطبيعة از آنها است ؛ روزى 200 هزار نسخه به فروش دهند و مرام‌نامهء آنها مشتمل بر مواد عديده است و . . . ؛ مادهء 4 خراب كردن اين بناهاى حاليه و بنا كردن خيمه و خرگاه » تا مىگويد : « آنها در آلمان 10 هزار باغ دارند و در آنجا بازى مىكنند ، و 380 حمام متعارف و 31 حمام شمسى دارند و مرد و زن باهم در يك جا خود را شويند ؛ و در مجلس به آن حال ، زن و مرد رقص نمايند ، و اسم آن اماكن « بهشت تازه » نامند . پرويز : قه‌قه ! پس دارالمجانين آن‌ها خيلى تماشا دارد . خسرو : به آنها نخند ؛ زيرا كه آنها طبيعى مذهب مىباشند ؛ به ريش و سبيل آن بخند كه اسمش مسلمان است و راضى شود عيالش و دخترش در خانه را ببندند و بروند خيابان‌ها براى گردش و نمايش ؛ و آن غيور وطن‌پرست بيايد و پشت در منتظر عيالش بماند ؛ و به عقل آن بخند كه باور كند همچه باغيرتى وطن‌دوست باشد و ترقّى ملّت بخواهد ؛ و معنى ذلّت و عزّت بداند و فرق بين كفر و اسلام گذارد ؛ و همچه جوان‌مردى كه ناموس نگه ندارد ، جان براى وطن سپارد ؟ و آن مؤمنى كه سر از فرمان الهى پيچد ، اوامر سلطان مسلمين كردن بگيرد ؟ و . . . پرويز : مگر خدا فرموده كه زن‌ها در خانه بمانند و براى گردش و نمايش نروند ؟ خسرو : معلوم مىشود نخوانده‌اى آيهء شريفهء
« وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى »
« 1 » را : ثابت باشيد زن‌ها در خانه‌هاى خودتان و نمايش ندهيد خود را نوع نمايش حيوانيّت و جاهليّت قبل از اسلام . پرويز : اگر براى امر لازمى و واجبى بخواهند بروند با اين امر الهى چه كنند تا مخالفت نكرده باشند ؟ خسرو : وقتى بيرون مىروند ، نظر به صورت مرد نامحرم نكنند و زيب و زينت خود را به نامحرمان ننمايند ، و عمل [ كنند ] برطبق آيهء وافى هدايت
« وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ »
؛ « 2 » بگو به زن‌هاى مؤمنات ، بپوشند چشم‌هاى خود را و نگاه بدارند جلو خود را و ظاهر ننمايند زيب و زينت خود را ؛ براى آن
هامش
( 1 ) . احزاب ، 33 ( 2 ) . نور ، 30