تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
حيف نباشد تو مسلمان باشى و قرآن نخوانى تا احكام الهى در باب وجوب حجاب دانى ؛ و چون شبلى شميل فلسطينى كه صداى لامسلكى و بىدينى او گوش فلك كر كرده ، بخواند ، و براى امر به حجاب كردن زن‌ها تحسين قرآن نمايد و ارشاد به عمل كردن به احكام قرآن نمايد . باور نكنى ، به طلب ، مجلهء المرشد عراق را ؛ نظر به جزء 6 سال دوم ( ص 215 ) فرما ؛ تصديق فرمايى آن رئيس طبيعىها گويد : قرآن داراى علوم اجتماعى و قوانين تمدّن است و لياقت آن دارد كه عمل كرده شود ، به گفتهء او در هر زمان و هر مكان ؛ زيرا كه او است تكليف كننده زنان را به حجاب و منزّه‌كننده از فواحش ؛ و واجب‌كننده بر مردان به گرفتن يك زن در صورت عدم امكان عدالت . « 1 » « الفضل ما شهدت به الأعداء » . پرويز : آيهء صريح در اين‌كه بين مرد و زن اجنبى حايلى و حاجبى باشد كه مانع از رؤيت مرد صورت زن را كند ، در قرآن شريف و قانون‌نامهء الهى مىباشد يا نه ؟ خسرو : بلى حضرت احديّت فرموده :
« وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ »
؛ و بيان حكمت كرده :
« ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ »
؛ « 2 » وقتى متاعى بخواهيد از زنان ، از پس پرده بخواهيد . اين‌طور ، هم شما از خيال بد منزّه مىباشيد و هم آنها . و نعم ما قال امام المتّقين : « من أطلق ناظره أتعب خاطره » . « 3 » هركه يله كرد چشمش را ، به زحمت انداخت قلبش را و « من أطلق طرفه كثر أسفه » ؛ « 4 » هركه رها كرده ديده‌اش را زياد كرد حسرتش را .
و المرء مادام ذا عين يقلّبها * فى أعين موقوف على الخطر يسر مقتله ما ساء مهجته * لا مرحبا بانتفاع جاء من ضرر
چون آيهء مباركه نازل شد ، بين مردان و زنان حايل و حاجب آمد ؛ پدر و پسران سؤال كردند : آيا ما هم از پس پردهء حجاب سؤال كنيم ؟ فأنزل اللّه تعالى :
« لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ . . . »
عيب ندارد كه زنان ترك حجاب كنند از پدران و برادران و . . . ؛ پس استثناء و اخراج آن‌ها و ذكر محارم در آيه ، مىفهماند عيب داشتن بىحجابى از غير آنها را . پرويز : و لو آن‌كه زنان پيغمبر ( ص ) امّهات مؤمنين مىباشند و در صورتى كه با مادر چنين معامله شود ، يقينا با اجنبيّه هيچ نبايد سؤال و جواب كرد و لو با حجاب ؛ لكن شايد
هامش
( 1 ) . اين مطلب در مقاله‌اى تحت عنوان « سعادتنا فى التمسك بالاسلام » از شيخ جعفر نقدى آمده است . شمارهء ياد شده ، نخستين شمارهء مجله در سال 1346 قمرى است . ( 2 ) . احزاب ، 53 ( 3 ) . جامع الاخبار ، ص 93 ؛ مستدرك ، ج 14 ، ص 268 ( 4 ) . كافى ، ج 8 ، ص 22