و مىگويد : آيا شنيدهاى در عمرت طايفهاى از طوايف وحشى اينقدر شهوتران باشد و سزد كه زنگيان را وحشى بخوانى با آنكه نگذارند جوان عزب بخوابد در خانه و منزلى كه زن در آن خانه باشد ؛ و آنقدر فساد و فواحش را تجنّب نمايند .
دايم دعا مىكردم بشر ترقّى كند ؛ حال پشيمان شده ، دعا كنم دعاى اوّليم به هدف اجابت نرسد . نتيجهء تمدّن ، دام بلا شده و مصيد فسّاق ؛ حيف از شرف انسانى نباشد كه اكثر اوقات خود مقابل آينه به خودسازى گذراند و حيف از قلم نباشد كه دام صيد سازند و به مراسله با زنان پردازند و آتش به خرمن ناموس مسلمانان اندازند ؛ و شرافت انسانى را سزد كه به عكس و تمثال مردم نزد اقران فخريه نمايد ؟ جانا ! محوّل به وجدانت فرما در بىپردهگى فساديابى يا در حجاب !
پرويز : در پردهء حجاب خيلى بداخلاقى خوابيده .
خسرو : به جان خودت قسم تا زن روباز نشده و بىپردهء حجاب ، تمام عيار خوش اخلاق است و مطيعه ؛ و اگر خداى نكرده بىحجاب شود و عادت كند به كوچهگردى يا سينما و تئاتر ، زن جنابعالى سورانه بچه ديگرى را به تو سپارد برود گردش ؛ آن وقت اگر دايه براى نگهداشتن طفل پيدا نكردى ، خيلى مردى .
پرويز : اينها كه تو بافتهاى ، ما دوختهايم ؛ خيال ما آن است ، زنهاى فواحش زياد بشوند از جيق ويق بچه راحت باشيم ، و هر روز گلى تازه بچينيم و گرفتار نهنهء بچهها نباشيم و زن نگيريم .
خسرو : بالاى غيرتت ! اول برو از دكتر سؤال كن . هر روز چند مرد و چند زن سوزاكى و سفليسى و كوفتى و غيره به معالجه خدمتش حاضر مىشوند . آن وقت مىدانى گرفتارى كدام است و خيال خام چه سرانجام دارد .
پرويز : اينطور است ؛ لكن فكر مىكنم ، مىبينم زن گرفتن اسباب خرجتراشى است و خرج او خرج زيادى است .
خسرو : جنابعالى لابد بىزندگانى و مجرّد باشى ، بايد تشريف ببرى هوتيل [ هتل ] و مهمانخانه غذا بخورى ؛ البته صاحب هتل مصارف كرده دو مقابل بگيرد ؛ زيرا كه آن مسلمان اجارهء دكان و مصرف شاگرد و مصرف خانه بايد بدهد و حمال مفت براى جناب عالى نيست . همان پول كه به او بايد بدهى ، لوازم خوراك بگير ؛ خودت و عيالت ميل بفرماييد . هم غذا خوردى و هم زن مفت نگهداشتى و از امراض مسريه تجنّب فرمودى و وجه اجرت دكتر و پول انژاكسيون [ تزريق آمپول ] و غيره براى حفظ آبرو نگهداشتى .
پرويز : آخر دل ما مىخواهد زنها هم كار بكنند و كمك ما مردان باشند .
خسرو : بنده عوض جنابعالى خجالت مىكشم . اين بد معنا دارد ؛ نگو ! و اگر خيال
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٣٣٣