پرويز : براى زنها كار فراوان شود و با كمال راحت گذرانند و به حال حرمان و يأس نمانند .
خسرو : اهل البيت ادرى . ژول سيمون نويسد : دوشيزگان بسيار بيكار ماندهاند در بلاد متمدّنه ؛ و بعضى از دوشيزگان اروپا در مكاين ( پارچه ) بافى و يا مطبعهها و كارخانههاى آتشين براى تحصيل معاش سر و قد خود كمان و از شدّت زحمت رنگ رخسارشان تيره و روزگارشان تار است . و يگانهء عالم به علوم اجتماعى و تمدّن ، فوريه مىنگارد : آيا چه حالت دارند زنان امروزه ! زندگانى نمىكنند اين بيچارگان مگر با حالت يأس و حرمان . « 1 »
عاقلا ! هيچ تصوّر كنى اگر زنان بىپرده شوند ، چهاندازه بايد تحمّل مشاق كنند با جسم ضعيف تا زينت و لباس به فرم هر روزه به دست آورند كه خودآرايى و جلوه زليخايى كنند و اگر ممكن نشد هيچ دانى از چه راه آيند ؟
« مست شهوت چشم عقلت كور چند »
پرويز : ميل بنده آن است دوشيزگان چادر مذلّت بگذارند ؛ مدرسه بروند ؛ علم ترتيب منزل و تربيت طفل و رضاع بياموزند .
خسرو : با چادر عصمت و پردهء حجاب هم مىشود نزد معلّمه بروند و علم بياموزند .
پرويز : دعا بكن ! دعا بكن ! مدرسهء دختران همه جاى بلاد مسلمانان داير بشود و دوشيزگان چيز ياد بگيرند .
خسرو : چيزها زير اين چيز خوابيده .
پرويز : بنا نبود بيهوده بگويى .
خسرو : قربان تو ! مىترسم بكشد به جاهاى بالابالا ؛ در ص 24 از مجلهء نظرات اديب دانشمند و دانا مرد بىنظير « مصطفى لطفى منفلوطى » مصرى پروگرام مدرسة الغرام آمريكا چنين مىنگارد :
يكشنبه : دروس استعداديه .
دوشنبه : درس غزل و اشعار .
سهشنبه : « فوتبال » بازى .
چهارشنبه : درس بوسه و خنج .
پنجشنبه : درس عشوه و ناز و قر و غمزه .
جمعه : درس علم وعده دادن و ملاقات كردن و . . .
شنبه : امتحان دروس هفته .
هامش
( 1 ) . اين قبيل نقلها را از افراد ياد شده در رسالههاى متعددى كه در همين مجموعه چاپ شده است ، داشتهايم .