سيمون فيلسوف اقتصادى مىنويسد كه ، زنان امروزهء اروپا ، عمر خود را يا در كارخانههاى پارچهبافى يا مطبعهها يا كارخانههاى حكومتى مىگذرانند و در مقابل اين زحمات ، قدرى صاحب پول شدهاند ؛ ولى در عوض قامت رعناى اين جمعيّت خميده و از سختى و بسيارى كار ، رنگ طبيعى ايشان پريده . « 1 » پرودون در كتاب ابتكار النظام مىگويد : كسانى كه آزادى مطلق و توازن در حقوق براى زن مىجويند ، صفحهء سعادت آنها را تاريك مىكنند و اجساد رقيقهء زيادهء از 30 ميليون زن را به آتشهاى سوزناك صنايع و تفتيده مىخواهند .
ساموئل سمايلس انگليسى در كتاب خود مسمىّ به اخلاق مىگويد : اشتغال زنان در فابريكات ، اگرچه فىالجمله ثروتى را حائز كردند ، ولى نتيجهء آن هدم بناى زندگانى خواهد بود ؛ زيرا كه به دخولشان در كارهاى مردان ، رشتهء روابط اجتماعيه گسيخته گردد ، و سلب علاقهء زوجيّت شود ، و نقص در توالد و تناسل كه علّت غايى زناشويى است پديد آيد و فساد اخلاق به منصّهء ظهور رسد ؛ چرا كه وظيفهء زن حقيقى ، همان قيام به واجبات منزليّه است ، مثل ترتيب مسكن و تربيت اولاد و اقتصاد در وسائل معيشت به احتياجات خانگى ؛ و دخول زنان به كار مردان ايشان را از همهء اين واجبات منسلخ سازد و اولاد از تربيت باز ، در زواياى اهمال ماند . « 2 » انتهى .
الاسلام : اين است پارهاى از كلمات فلاسفه و حكماى اروپا كه سالهاى دراز در حرّيّت و آزادى زنها و اختلاط آنها با مردها كوششها كرده تا آن را در بلاد خود عملى كردهاند ؛ حال به مفاسد و معايب آن برخورده ، فرياد آنها بلند است ؛ تازه ما ايرانيان مىخواهيم آن را در بلاد خود جارى كنيم ، و حال آنكه مقتضاى مذهب و ديانت همان تحجّب و تستّر زن و اشتغال آن است به ادارهء امر منزل خود كه به تنهايى يك قسمت مهمّى است از انتظام عائلهء بشريه . تعجّب اينجاست كه با اين حال خود را حامى زنها و خيرخواه آنها مىدانيم .
سيم : از محتويات مقالهء مزبوره آن است كه حجاب ، مضارّ اخلاقى براى زنها دارد ؛ و يا للعجب ! راستى نمىدانم در مقابل امرى كه بطلان او كالنار على المنار و كالشمس فى رابعة النهار است چه بگويم ؟ چه بنويسم ؟ در اين مقام فقط و فقط وجدان صاحب مقاله را حاكم قضيه قرار داده ، عرض مىكنم : شما را به وجدانتان قسم ! زنهاى ماه رخسارى كه با نرگسهاى فتّان ، تيروكمان ابر و مژگان را به دست گرفته ، در خيابانها عرضاندام كرده ، جوانان بيچاره را هدف تيرهاى عشوه و غمزهء خود قرار داده ، جاذبهء عشق عاشق دلسوخته را به آغاز اين شعر دمساز كند :
هامش
( 1 ) . دائرة المعارف القرن العشرين ، فريد وجدى ، ج ، 3 ، ص 338 - 339
( 2 ) . وسيلة العفايف يا طومار عفت ، صص 53 - 56