كه ايتان كند به امر قبيح آشكارى . و نيز وارد شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
ملعون ملعون من ضيّع من يعول ؛ « 1 » ملعون است ، ملعون است كسى كه عيال خود را ضايع گذارد . و در خبر ديگر فرمود : خيركم خيركم لأهله و انا خيركم لأهلى » ؛ « 2 » بهترين شما كسى است كه به اهل و عيال خود بهتر رفتار كند و من از همهء شماها بهتر رفتار مىكنم .
و بالجمله هركس داراى علم حديث باشد ، و كتب اخبار اهل بيت عليهم السلام را در تحت مطالعه بيرون آورده باشد ، مىداند كه اخبار اين باب بالغ به حدّ تواتر است و دين اسلام دربارهء زنها سفارش اكيده فرموده ؛ نه فقط منحصر است به آنچه مرحوم بخارى نقل كرده ( ريحان لا قهرمانة ) .
اوّلا اين عبارت به اين قسمى كه صاحب مقاله مىنويسد ، غلط است ؛ زيرا كلمهء ريحان محلى از اعراب ندارد ، مگر اينكه خبر باشد براى مبتداى محذوف و تقدير او ناچار يا لفظ مرأه است يا ضمير مؤنّثى كه به او برگردد . در هر صورت عبارت صحيح ريحانه است نه ريحان . ثانيا جملهء لا قهرمانه بر خلاف مطلوب صاحب مقاله دلالت دارد ؛ زيرا كه غرض او و ساير طرفداران زنها ، آن است كه زنها مثل مردها بايد رتق و فتق امور اجتماعى را عهدهدار باشند و در اجتماعات عمومى داخل شوند ، و امر و نهى آنها نافذ و كلمهء مسموع باشد ؛ و جملهء مزبوره اين حقوق را از آنها سلب مىنمايد ؛ زيرا كه قهرمان كسى را گويند كه امور ديگرى را عهدهدار شده ، امر و نهى او نافذ باشد . به هرحال نويسندهء مقاله در اثر قصور باع و قلّت اطلاع ، تصوّر كرده كه هيچ كس حديثى كه متضمّن موقعيت مقام نسوان باشد نقل نكرده ، مگر مرحوم بخارى . و از آن جمله عبارت بىسروته فوق است .
اين عبارت [ در اصل ] يكى از فقرات حديث شريفى است كه بزرگان محدثين اصحاب ما در كتب معتبرهء خود نقل كردهاند ؛ ولى نه اينطور غلط اندر غلط . ثقة الاسلام شيخنا الكلينى رئيس المحدّثين ، شيخنا الصدوق وحيد عصره ، السيد الرضى ، با فىالجمله اختلافى از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت كردهاند كه به نور ديدهء خود حضرت مجتبى يا محمد حنفيّه نوشتند : لا تملّك المرأة من الأمر ما يجاوز نفسها فإنّ ذلك أنعم لحالها و أرخى لبالها و أدوم لجمالها فإنّ المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة . « 3 » و فى روايت الصدوق : فدارها على كلّ حال و أحسن الصحبة لها ليصفو عيشك . « 4 » خلاصهء مراد آنكه زن را زمامدار هيچ امرى قرار نده ، مگر آنچه راجع به خود او باشد ؛ چه اين مطلب مايهء خوبى حال و آرامى بال
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 12 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 68
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 555
( 3 ) . كافى ، ج 5 ، ص 510 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 556 ؛ ج 4 ، ص 392
( 4 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 556