تو كمان كشيده و در كمين * كه زنى به تيرم و من غمين
همه غمم بود از همين * كه خدا نكرده خطا كنى
آيا اينها به فساد اخلاق نزديكترند يا آن زنى كه روى خود را نگشاده ، و خويشتن را به غير شوهر يا ساير محارم نشان نداده ، و هيچ مرد اجنبى از خلقت و ساختمان او خبر ندارد كه آيا صباحت منظر دارد يا قباحت ؟ خوشگل است يا بدگل ؟ خصوص اگر كاملا مقررات مستحبّات اسلامى را ملحوظ داشته و تا ضرورت و لزوم اقتضا نكند ، از منزل بيرون نيايد .
حكومت اين قضيّه موكول است به وجدان پاك نويسندهء سابق الذكر .
مقصد چهارم صاحب مقاله آنكه اساس موقع زن در ديانت اسلام محترم است ؛ به دليل قول مرحوم بخارى كه گفته است : ريحان لا قهرمانه . روحانيين مايل نيستند زنها به حقوق مغصوبهء خود نائل شوند . الى آخر .
جواب قسمت اخير آنكه ذوات مقدّسهء علما و روحانيون حقّه هماره طرفدار و حامى زنها بوده و هستند ؛ ولى در حدود مقرّرات اسلاميّه كه بهترين قانون است كه براى ازدواج و زناشويى وضع شده ؛ دليل بر اين مطلب ، همان ابواب نكاح و طلاق و نفقات و احكام مهر و تنازع و تشاجر زن و شوهر و ترتيب رفع آن است كه آنها در كتب اخبار و احاديث مانند كافى و من لا يحضر و تهذيب و استبصار و در اين اواخر كتاب مستطاب وسائل الشيعة كه مشتمل است بر هزارها اخبار و احاديث وارده در احكام سياسيهء اسلاميه و كتب فقهيه كه از حدّ و حصر بيرون است ، بيان فرمودهاند ؛ و كرارا واقع شده كه زنها در محاكم شرعيّه داد مظلوميّت زده احقاق حق كردهاند و در صورت صدق قاضى ، محضر حق را به داده ، شوهر را محكوم ساخته است .
موقعيت زن در دين اسلام : اين سخنى است باجا و مقرون به حقيقت و صواب ؛ ولى مناسب آن بود كه صاحب مقاله اين مطلب مهم را به آيات قرآنيّه و اخبار متواتره اهل بيت رسالت صلى الله عليه و آله مدلّل بدارد نه فقط اكتفا كند به قول مرحوم بخارى ( ريحان لا قهرمانة ) .
ظاهر كلام نويسنده مشعر است بر اينكه اين مطلب دليلى از قرآن ندارد و هيچ كس متعرّض خبرى در اين باب نشده مگر مرحوم بخارى ؟ ! ما بدوا در اين باب به ذكر يك دو آيه تبرّك جسته ، سپس متعرّض خبر مزبور و بعض اخبار ديگر مىشويم . خداى تعالى مىفرمايد :
« أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَ لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَ إِنْ كُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا