ريحان مىكند ؛ به طورى كه مردمان مغرب جنس زن را تشبيه به گلهاى رنگارنگ مىكنند كه در جرايد و مجلات يا محاورات خودشان هرجا به اسم دستهاى خواتين برمىخورند ، آنها را به گلهاى لطيف الوان تشبيه مىنمايند . حقيقتا مرحوم بخارى داد حقيقت را داده است . « 1 » من سالها بود كه عقب چنين مسألهاى در كتب احاديث و اخبارات اسلامى كنجكاو بوده و در اخبار و احاديث صادقه خرد و باريك مىشدم كه يك خبر صريح قابل وثوقى مانند جملهء فوق بيابم كه به زبان مذهبى ، تيپ روحانيين و قداستپسندان را اقناع نمايم ؛ ولى تاكنون يك جمله مقنعى نيافته تا خوشبختانه چندى قبل كه صفحات اخبار مرحوم بخارى مطالعه مىشد ، « 2 » از حسن اتفاق چند حديث صريح برجسته امثال ريحان و لا قهرمانه كه در شأن زنان است ، به دستم افتاد ؛ بىنهايت خرسند شدم . انتهى .
[ الاسلام : ] اين جمله متضمّن مقاصد چندى است :
اوّل : آنكه مسألهء حجاب در ايران تصفيه شده ؛ گويا نويسندهء مقاله چنين تصوّر نموده كه زنهاى ايرانى پردهء جلباب حيا را به كلى پاره كرده ، مانند زنهاى اروپايى در مجامع عمومى و محافل رقص و طرب بدون هيچ ساتر و حجابى با روىگشاده و رخسارهء باز ، عرضاندام كردهاند . اين تصوّرى است بىجا و ناشى از بىاطلاعى از وضعيّات ايران .
تاكنون به حمد الله تعالى حجاب زنها كه يكى از امتيازات بزرگ اسلامى است ، به حال خود باقى است و اگر گاهگاهى گوشه و كنار زنى از حدود وظايف دينى و مملكتى خود تجاوز كند ، به فوريّت مأمورين پليس آنها را جلب كرده ، به كيفر مىرسانند .
دوم : آنكه حجاب مانع بزرگى است براى ترقّى و تربيت زنها و موجب مضارّ اخلاق است . نمىدانم مراد از اين ترقّى و تربيت چيست . اگر مراد اين است كه حجاب اسلامى نمىگذارد زندارى علم و معرفت شده ، ضروريّات معاد و معاش خود را تعليم بگيرد ، بديهى است كه حجاب از اين موضوع ابدا جلوگيرى نكرده و نمىكند . چنانچه سالها قبل كه در اطراف مسألهء حجاب مقالاتى منتشر نموديم ، مدلّل داشتيم كه زن محجوبه مىتواند معارف و علوم لازمهء ضروريه خود را نزد پدر يا برادر يا ساير محارم يا زنهاى عالمهء ديگر فرابگيرد ، يا در مدرسهء نسوان رفته به قدر حاجت تحصيل علم كند . و اگر مراد آن است كه حجاب مانع از اين است كه آنها اقسام صناعت و زراعت و تجارت و ساير اعمال شاقّهاى را كه نوع رجال را درخور و سزاوار است ، عهدهدار شوند يا داخل ادارات دولتى شده ، امور سياسى مدنيّه را زمامدارى كنند ، پيش از اين مدلّل داشتيم كه هركس به دقّت در ساختمان
هامش
( 1 ) . همچنانكه ناقد توضيح خواهد دارد اصولا اين جمله از امام على عليه السلام است و در كتاب معروف به صحيح بخارى ، چنين مطلبى نيامده است .
( 2 ) . معلوم نيست مقصودش چيست . ناقد توضيحاتى را در ادامه در اينباره آورده است .