تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
بشريّه و مراتب اخلاقيّه نموده‌اند و زنان دهر نيز به مثل فاطمه عليها السلام بنت خاندان نبوت پاكى نفس و علوّ مراتب عصمت را دارا بوده ، خوب است بدوا براى امتحان خود با همسر نازنين خويش قدم به خيابان تفريح جامعه و معبر عامّه نهاده ، چنانچه در يك روز ناموس مخالف به دام هزاران اجانب و صيّادان عفّت نرفت كه البته موافقين حجاب نيز تأسّى جسته و خود را در عالم مدنيّت مرهون عواطف مؤسس اين رفع دوشيزگان مىداند و اگر هم مخالف در عالم بشريت و وجدان ، باكى از دريدن نواميس دوشيزگان و عائله ملّى خود نداشته و بلكه قربانى عصمت هزاران زن ايرانى را براى اجراى قانون كشف حجاب نسوان جايز دانسته ، باز نيكو است بدوا شخص مخالف اين لكهء سياه خام بدبختى را به پيشانى خود به معرض درآورده ، نواميس داخلى خود مثبت و البته مخالفين حجاب و طالبين اين ننگ‌وعار نيز هم مسلك خود را متابعت و خالق يك بدبختى ديگر براى اين ملّت كهن بگردند . [ كذا ] حديث ديگر كه مخالف ذكر نموده اين است : ما يحلّ للرّجل أن يرى من المرأة اذا لم يكن محرم ؟ قال : الوجه و الكفان و القدمان ؛ « 1 » معنى خبر آن است كه از حضرت ابا عبد الله عليه السلام سؤال نمودند : چه چيز جايز است براى رجل ، اين‌كه ببيند زن را اگر محرم نباشد ؟ حضرت جواب مىدهند صورت و دست و پا . جواب : البته هويدا است كه اگر آمرى به عبد خود دو امر ضد كند ، چنانچه اجتماع آنان به نحوى ميسّر و ممكن است ، بايد عبد بين آن اخبار مضادّه جهت ائتلافى قائل شده و آن قسمت را عملى نمايد ؛ و اين قانون عقليه در علم اصول به براهين منطقيه ثابت ، و خوب است مخالفين به كتب لازمهء اصولى مراجعه فرمايند ؛ و بديهى است كه احكام شرعيّه به روى قوانين ضابطه و اصول محكمهء عقليّه جارى و سارى است نه آن‌كه ظواهر اخبار وارده را بدون رعايت مواد مقرّرهء اصوليّه كه سر منشأ مبانى عقلى است ، معنا نمائيم . مثلا اگر چنانچه از آمر دو امر صادر گشت كه يكى اكرام تمام افراد بشريت چه عالم و جاهل و يكى عدم اكرام بشر جاهل ، و علم به كذب يكى از آنان نيز براى ما احراز نگشته و بلكه بر حسب علم رجالى هر دو خبر مزبوره صادق و برازندهء قبول است ، در اين زمينه ، بايد بر حسب دلايل ثابتهء عقليه و مواد مقرّرهء اصوليه آن حديث و امر به اكرام تمام بشر را تخصيصى داد به خصوص افراد عالم و خبر حقيقى كه ناطق به عدم اكرام بشر جاهل است ، يگانه مخصّص آن خبر عام است و الّا لازم مىآيد كه بگويد هم جاهل را اكرام بنما به خبر اوّلى و هم اكرام نكنى به خبر ثانوى و اين نيز تناقض است و او هم باطل است .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 521 ؛ وسائل ، ج 20 ، ص 201