تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
اين مسؤوليت تأمين معاشى را آن طبيعت عالم از گردهء ساختمان ضعيف نسوان خارج نموده است ؛ چه آن‌كه به ادلّهء تشريحيّه ثابت گشته كه عالم نسوان نسبت به جنس مردان بىنهايت ضعيف بوده و به علت ضعف اعصاب قواى دماغى برازنده براى به كار بردن فابريك ادارهء جامعهء بشريت نيستند . البته علم جغرافى و اسلحه‌سازى و كشتىرانى و نظام جنگ و وظايف سلحشورى يا علم آسمان‌پيمايى براى زنان چه سودى خواهد داشت ! و به علاوه مىتوان به . . . « 1 » نوشت كه تعليم اين قسم از دانش صنعتى مخالف با تربيت روحى و اخلاقى زنان بوده و حال آن‌كه بر حسب قوانين مدنى ، بايد بيش از پيش در تهيهء عوامل تهذيب اخلاقى آنان كه يگانه مربّى بازماندگان نسل بشرى هستند ، كوشيد و حتى الامكان بايد اين معلّمات پدران آتيهء ملّت را از مسمومات به روح اخلاق دور نموده و آنان را از آميزش با مردان در مجامع عمومى كه شايد منجر به مضرّات آدابى ايشان گردد ، نهى نمود . بنابراين بايد دانش زنان مقوّى روح اخلاقى آن‌ها بوده ، نه تحصيل مقدّمات سياسى و تكميل وسائل مشتهيات نفسانى باشد . معارف دوشيزگان بايد تدريس صيانت عناوين امانت ناموس زوج خود بوده ، نه امور مربوط به سياست عالم ؛ و در عصور ديرين نيز دختران بسى عالمه بودند ولى تعليم آن‌ها فقط در قسمت تشريعى و مذهبى بوده ، نه قوانين ليدريت اجتماع و كارپردازى مملكت . البته وقتى زنان از حدود وظايف تعليم خود خارج گشته و به امور اجتماعى بپردازند ، از حجاب عصمت لازمهء خود بيرون آمده و از فرط ضعف نفس هواى كرسى وكالت به كلّهء جامد آنان رسوخ خواهد نمود و بعد از آن‌كه بر خلاف ساختمان طبيعى دماغى خود به امور مهمهء مملكت پرداختند ، در آن وقت « نه بر مرده ، بر زنده بايد گريست » و به واسطهء همين ضعف قواى دماغى آنان است كه آن فيلسوف مبدع قانون اسلام مىگويد ، زنان را به عمارات مرتفع جاى نداده و فرمان‌بردارى آنان ننموده و از مشورت با ايشان حتى در امور عادى بپرهيزيد ؛ و همچنين آن يكه‌تاز ميدان سياست و آن غيور صحنهء مدنيت حضرت امير ( ع ) براى تربيت بشر مىفرمايد : زنان را به روى زين سوار ننموده و وسائل فجورشان را مهيّا نسازيد ؛ و كذا مىگويد سورهء يوسف را كه حاوى رموز عشق است ، به زنان نياموخته و از تعليم سورهء نور به آنان به علت اشتمالش بر مواعظ تربيت كوتاهى نكنيد . « 2 » بالاخره نگارنده نمىگويد كه زنان بايد در دايرهء حيوانيت قدم زده و از عوالمات دانش بىبهره باشند ، بلكه مىگويم ، اولين درسى كه بايد به اين تيپ دوشيزگان تزريق نمود ،
هامش
( 1 ) . دو كلمه ناخوانا . ( 2 ) . بنگريد : كافى ، ج 5 ، ص 516