كامرانى به روح ادب و شرافت خواهد بود . هر ملّت و مملكتى كه توانست بيشتر اعصاب عوامل برومند معارف را در بين نونهالان مرز خود تقويت دهد ، سريعتر از قعر سياهچال بدبختى و جهالت كه مهمترين محلّل روح قواى مدنيت كشورى است نجات يافته و بالنتيجه قطار دانش خود را به سرمنزل اوج شرافت خواهد رسانيد . همين معارف بوده كه امروزه بزرگان عصر و فيلسوفان دهر را به مبدأ و معاد متوجه نموده و از براى پيكر امكانى خود قوهء مافوقى را قائل شدهاند . همين دانش بوده كه فلسفه قاطبهء قوانين اسلام را به مثل شمس طالع هويدا نموده و در مقابل آن اوّل مقنن عالم سرسجده خم نمودهاند .
بالاخره به واسطهء معارف بوده كه دنياى كنونى رونق مدنيتى به خود جلب كرده و سعادت ازل را در صفحات تواريخ براى خود نقش بسته است ؛ و بديهى است فوايد غير محدود علم و دانش به قدرى است كه همان عقل اوّل و مؤسس آئين ما ، تحصيل آن را بر پيروان خود واجب شمرده و نداى طلب العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة را در جوّ فضاى عالم در داد ، ليكن بايد تصديق نمود كه علم و دانش براى عموم بشر سودمند نبوده و اگر چنانچه قائل به تعميم تعليم دوشيزگان شويم ، چه بسا نتيجهء عكسالعملى خواهيم برد .
به علّت آنكه اساس پايهء معرفت بر دو قسم است . اول علم شرعى ؛ او هم بر سه قسم تقسيم مىگردد : اصول عقايد ، علم احكام و فرايض ؛ علم و اخلاق و سنن . دوم علم عادى كه فوايد او راجع به تنظيم اساس مدنيت و تهيهء وسائل تأمين زندگانى جامعهء بشريت است .
قسم اوّل آن به حكم عقل سليم و وجدان شريف و بلكه بر حسب فرمان اخبار و بزرگان دهر بزرگترين وسيله براى آسايش مملكت و ملّت است و در لسان شرع مقدّس ماوراى او را به جملهء ما سواه فضل و هذا علم لا يضرّ من جهله « 1 » داخل در دايرهء معلومات عادى و غير مهم فرض نموده است و براى عموم افراد جامعه انسانيّت كه از دايره بهيميت قدم بيرون نهادهاند ، تحصيل اين قسم از دانش دينى كه اساس عمران ملى به روى آن پايه استوار است ، لازم و حتمى است و دستور فيلسوفانهء آن يگانهء عالم به فرياد طلب العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة ناظر بدين قسم از دانش تشريعى است .
و قسم دوم كه مىتوان تقريبا از او به علم صنايع تعبير نمود ، گرچه در تكميل زندگانى بشرى فوق العاده ذى مدخل بوده و بلكه بزرگترين سرمايهء مدنيّت جامعه او را مىتوان به شمار برد ، ليكن دوربينان حدود سياست و پهلوانان حقوق مدنيت تصديق خواهند نمود كه اين قسمت از علم و دانش صنعتى به اقتضاى خشت طبيعت مخصوص مردان دهر بوده و
هامش
( 1 ) . حضرت رسول ( ص ) دربارهء علم انساب فرمودند : ذاك علم لا يضرّ من جهله ، و لا ينفع من علمه . كافى ، ج 1 ، ص 32