الفرنساويه مىگويد كه ، زنها در اين زمان كار طباخى و نساجى را در عهده شناختند و مستخدم ادارات حكومتى شدهاند ، چهار درهمى به اين وسيله اكتساب كنند و در برابر همين مقدارى كه صرف امور مزبوره نمايند ، قوائم عائله خود را درهم مىشكنند . او جست [ اگوست ] كنت در كتاب نظام سياسى مىگويد : واجب است حيات و زندگانى به قدر مقدور منزليه و داخليه باشد و واجب است از هر كار خارجى كناره گيرد تا بتواند به وظايف خود قيام و اقدام نمايد . دايرة المعارف قرن نوزدهم مىنويسد كه ، از اينجا يافت شده ، زمانى كه قوانين عائله از معروفيت افتاده و زنها حرّيت مطلقه را حايز شدهاند و خود را از تمام قيود رهايى بخشودند ، ولى بىنهايت حقير و در انظار هون باشند . ارثر شوپنهاور فيلسوف آلمانى مشهور در كتاب خود كلمهاى از زنها دارد كه ترجمهاش اين است : زنها را در اروپا سيدهء نامند و براى او مقام و مرتبهاى قائل شدهاند كه عقل سليم او را قبول نكند ، زن خلق نشده كه محل اعتماد و مورد احترام باشد . امروز ما به سوء نتيجهء اين احترامات بىجا رسيدهايم . نفوس ما آرزو مىكند كه اروپا در موضوع اين طبقهء ثانيهء بشريه ، يعنى زنها به مركز طبيعى خود برگردد و اين سيدهاى كه اهل آسيا را به خنده درآورده ، از صفحه اروپا محو شود . و در جاى ديگر كتاب خود مىگويد : خلقت مساوى نشده بين اين دو قسم از جنس بشر ؛ امم قديمه اين امر را ملتفت شدند ؛ امم شرقيه هم التفات به اين معنى پيدا كردند ؛ واقف بر وظيفه حقيقى زن شدند ، ولى از اين مطلب دور افتاديم و امّت فرانسه را در اين امر متابعت كرديم ، الى آخر . « 1 »
و بالجمله ثمر و نتيجهء آزادى زنها جز كثرت زنا و شيوع بدعملى و هدم اساس شرف و فضيلت آنها چيزى نخواهد بود . زن بايد به حكم محكم
« الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ »
؛ « 2 » در تحت قوامت و سرپرستى مردها شرافت خود را نگهدارى كرده ، مراحل زندگانى را به پايان رساند . اين كريمه ، حكمت و فلسفهء اين قوامت را دو چيز قرار داده : يكى همان امتيازات روحيّه و جسميّه كه اشاره شد ؛ ديگرى بذل و عطاى نفقه و كسوت كه دين اسلام بر ذمّت همّت مردها فرض و واجب قرار داده . و از آنچه ذكر شد جواب از سئوال سيزدهم و چهاردهم معلوم مىشود ، محتاج به طول سخن نيست .
وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
. « 3 »
هامش
( 1 ) . الاسلام روح المدنيه ، ص 205 ، 206 ، 253 .
( 2 ) . نساء ، 34 .
( 3 ) . بقره ، 213 .