تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
دارند بر اين‌كه بدن زن عورت است مگر بر شوهر و محارم ؛ و اشعار آيهء حجاب و آيهء رخصت و اذن در كشف از براى پيرزن‌هاى زمين‌گير كه ابدا محبوبيت ندارند ؛ به علاوه ، جريان سيرهء متديّنين بر ستر و احتجاب و خبرى كه در كافى به دو طريق روايت شده از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود : نيست احدى مگر آن‌كه بهره و نصيبى از زنا دارد و لو خطاء . زناى چشم نگاه كردن است و زناى دهن بوسه زدن و زناى دست لمس كردن . « 1 » دليل ديگر آن‌كه زن را امر به تنقيب كرده‌اند در وقت شهادت دادن بر او ؛ « 2 » دليل ديگر اخبار ناهيه از نظر كردن و اين‌كه نظر به منزلهء تيرى از تيرهاى شيطان رجيم ؛ « 3 » و خبر سعيد اسكافى از حضرت ابى جعفر عليه السلام كه فرمود جوانى از انصار در يكى از كوچه‌هاى مدينه ، مواجه به يك زنى شده . رسم زن‌ها در آن زمان چنين بود كه مقنعهء خود را در عقب گوش خود قرار مىدادند . آن زن ، جوان بىچاره را جلب كرده ، چشم بر او دوخته ، محو جمال او شد تا اين‌كه در كوچه داخل شد . عقب سر او نگاه مىكرد ؛ غفلتا صورت او به ديوار گرفته ، خون بر رخسارش جارى گرديد . چون آن زن از نظرش ناپديد شد ، التفات به خود پيدا كرد ؛ ديد خون بر سينه و لباس او جارى شده . گفت به خدا قسم مىروم و اين قصه را براى رسول خدا صلى الله عليه و آله حكايت مىكنم . پس خدمت آن سرور رفته ، ماجرا را به عرض رسانيد . پس جبرئيل نازل شده آيهء غضّ بصر و حرام بودن نظر را آورد . « 4 » دليل ديگر آن‌كه پوشيدن رخساره مناسب‌تر است براى دور شدن از زنا و فريفته شدن به زن‌ها كه معلوم است شارع مقدّس فوق العاده اهتمام به آن داشته ، و حضرت اقدس علوى سلام به زن‌هاى جوان نمىكردند ، « 5 » براى اين‌كه مبادا صوت او را بشنوند ؛ به علاوه تجويزكنندگان نظر ، اين حكم را مقيّد كرده‌اند به عدم خوف ريبه و شهوت ؛ و چون غالبا نظر كردن مقرون به اين امر است ، پس جايز نباشد ؛ از بابت اين‌كه مقدمهء حرام‌حرام است ؛ بنابراين اگر قائل به جواز شويم دربارهء كسى گوييم كه يقين قطعى داشته باشد كه به نگاه كردن ، شهوت او به هيجان نمىآيد ؛ و آن بسيار كم است . و اما اخبار صحيحه كه دلالت دارد بر اين‌كه جايز است زن صورت و كفين خود را ظاهر سازد ، اين اعم است از جواز نظر ؛ زيرا ممكن است مراد اين باشد كه واجب نيست بر زن پوشانيدن صورت و كفين خود را به
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 20 ، ص 191 ، 326 ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 67 ؛ تهذيب ، ج 6 ، ص 255 ( 3 ) . كافى ، ج 5 ، ص 559 ( 4 ) . كافى ، ج 2 ، ص 30 ؛ تفسير البرهان ، ج 4 ، ص 59 ( ذيل آيه ) . ( 5 ) . متن روايت چنين است : و كان يكره أن يسلّم على الشابّة منهنّ و يقول : أتخوّف أن يعجبنى صوتها فيدخل علىّ أكثر مما أطلب من الأجر . كافى ، ج 2 ، ص 648 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 469