تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
عليه السلام مىفرمايد . . . « 1 » اگرچه تا اين مقدار مكروه است و در اين استثنا هم دلالتى است بر وجوب پوشيدن روى از غير متزوّج و آن‌كه زنان از به دو اسلام مستترة الوجوه بوده‌اند و الّا استثناء بىمحل بود . و اما عمل نكردن به اين حكم شريف ، تقصير صاحب شريعت نيست و موجب اضمحلال حكم ديگرش نبايد بشود ، و اگر سركار و امثال شما قصدى غير از اين نداريد ، ايراد كنيد كه چرا به اين حكم شريف عمل نمىكنيد نه آن‌كه حرام خدا را حلال كنيد به هواى نفس . اصفهانى : حجاب باعث بدعملى و امراض مسريه است و مثال به اهل دهات و ايلات زده كه در آن‌ها [ حجاب ] نيست ؛ اين دليل عقلى است . مهجوره : چرا مثال به اهالى اروپا نمىزنى كه به واسطهء عدم حجاب زنان در اعمال خود آزاد شده‌اند به قسمى كه از تاب لابدّى بكارت را كه امر حسّى است منكرند ؛ چنان‌كه معروف و مشهور است بلكه كارشان به جايى كشيد كه بودن نطفه از صلب شخص [ را ] امر اعتبارى دانسته‌اند . و رضاى طرفين را كافى دانند و لو شوهردار باشد و ممانعت دولت از غير صورت تراضى است ؛ چنانچه در تحفة العالم مىنگارد ؛ « 2 » و هركس رفته دانسته است و به اين سبب ، امراض مسريه در آن بلاد شيوع دارد ، به قسمى كه براى ذكر غلافى ساخته‌اند كه در موقع مجامعت بپوشند تا مرض سرايت نكند . و نبودن امراض مسريه در ايلات و دهات به جهت آن است كه معاشرت با سركار و فرنگىمآب‌هاى ديگر كه به سبب معاشرت با فرنگان و زنان ايشان غالبا مبتلا به سفليس هستند ، دور افتاده‌اند ؛ چرا كه چهل سال قبل در تمام ايران دو نفر سفليسى پيدا نمىشد و امراض جلديه نهايت قلّت داشت . اصفهانى : به مصداق الانسان حريص على ما منع هميشه زن‌هاى روبسته را تعقيب مىكنند . مهجوره : نزول آيهء غضّ ابصار را سبب اين شد كه جوانى از انصار را نظر به سوى زن روگشاده‌اى افتاده و در تعقيب او شتافت تا رويش به ديوار تافت و خون جارى شد . در حال جبرييل نازل شد و حكم وجوب پوشانيدن نظر از نامحرم آورد و سپس رسول الله صلى الله عليه و إله جدّيت در منع از نظر و كشف نسوان فرمود . چنانچه در كافى از حضرت باقر عليه السلام منقول است . « 3 » ثانيا لازمهء حرف سركار آن است كه منع از زنا و لواط و دزدى و خيانت و جميع محرّمات هم نكنند ؛ زيرا كه به مصداق الانسان حريص على ما منع بيشتر شايع مىشود . اين
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 2 ) . بنگريد : تحفة العالم ، ( تهران ، طهورى ، 1363 ) ، ص 295 - 296 ( 3 ) . كافى ، ج 5 ، ص 521