تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
نمىكنيد ؟ مانند امريكا كه با آن‌كه مفاسد دينيه و اخلاقيه و بدنيه مسكرات لايتناهى است . و اگر دلتان براى وطن مىسوزد ، چرا تعقيب در منع از لباس تجمل و خرّازىهاى بىنفع بلكه مضرّ نمىكنيد كه هستى مردم را به باد داد و ايران را اسير خارجه كرد . اينها قند و چايى و دوا نيست كه نبودنش موجب اختلال باشد ؛ عمده در نجات مملكت ، استخراج معادن مكنونهء ايران و قطع احتياج به خارجه است كه همه ساكت‌اند . بالجمله معلوم شد كه سركار از عقل هم چيزى نفهميدى ؛ زيرا كه دليل عقل احكام مستقلهء آن است ، مثل قبح ظلم و حسن عدل نه قياس ابليس اساس و نه استحسان مرسل و تشبيه مجمل . اصفهانى : پس از اين كلام ، بعضى جسارت‌ها به آقايان عظام و تمسخر به زن‌هاى خوزستان نموده و امضاى خادم خدّام شرع كرده . مهجوره : اما جسارت ، بايد جوابش را همسر خودش بدهد ؛ اما تمسخر ؛ خداى تعالى در سورهء هود آيهء چهلم از لسان نوح عليه السلام جوابش داده ؛ در وقتى كه طبيعىها تمسخر كردند به مؤمنين :
قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُونَ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ
. « 1 » و امّا امضاء دروغ است ؛ زيرا كه فكل و كروات او خدمتى نسبت به ساحت قدس خدّام شرع محمدى نكرده است ؛ مگر آن‌كه مقصودش شرع مزدك و بابك خرّمى و به عبارت اخرى شرع طبيعت نيچر ناتور باشد كه در اين صورت صدق است . اين مهجوره در خاتمه عرض مىكنم ، چون معلوم است اين آوازه‌ها كه ثلمه به احكام اسلام مىزند ، از حلقوم چه كس بيرون مىآيد كه به توسط جعبه‌هاى ناقل الصوت خود مىزنند ، بر همه واجب مىدانم كه اقتداى به علماى حقّه و حجج اسلام اعتاب مقدّسه و ايران كه عدهء آن‌ها محصور است بنمايند كه ابدا در صدد جواب اين مزخرفات تاكنون برنيامدند و مهجوره هم بىتاب شده كه اين جوابيه را در تاب آوردم و هركس زياده بر اين بيان و برهان خواهد ، به كتاب عصم العفائف رجوع كند . « 2 » ولى به جهت حسن ختام ، تبرّك به اين كلام معجز نظام حضرت امير المؤمنين عليه السلام جسته و بر اخوان دينى خود عرضه مىدارم كه اگر كشف نسوان جائز و در سالف از زمان معمول بود ، هر آينه جدّ امجدم آن را نسبت به تجدّد و حدوث ندادى و در شمار مفاسد آخر الزمان كه افسد ازمنه و جاهليت ثانيه است نياوردى . در كتاب عصم العفائف از جناب اصبغ بن نباته از حضرت امير المؤمنين ( ع ) روايت نموده كه آن حضرت فرمود : يظهر فى آخر الزّمان و اقتراب السّاعة و هو شرّ الأزمنة نسوة كاشفات عاريات متبرّجات من
هامش
( 1 ) . هود ، 38 - 39 ( 2 ) . پيش از اين دربارهء اين كتاب ، شرحى داده شد .