گواهى مىدهد . مگر ذرّهبين داشت كه خون بدن فاطمه را ديد كه جوشيد تا بر رو دويد و روى را گلگون ساخت . گمان نكنم شوهر هيچ وقت به اين دقّت نگاه به صورت زن خود كند . اينجا معلومت شد كه سركار از احاديث هم هيچ اطلاعى پيدا نكردهايد .
اصفهانى : علاوه تا قول او بنابر قوانين علم اصول « 1 » بعضى امرها واجب نيستند مگر ادلهء ديگر ضميمه شود .
مهجوره : سبحان الله ! گويا مىخواهى از عناد با دين خدا ، غضّ بصر را كه رسول الله و ائمه اطهار و جميع فقهاى ابرار ، از شيعه و سنّى ، حكم به وجوبش دادهاند ، از وجوب خارج كنى تا مقتضى سخن شما اين باشد كه نگاه به سوى بدن زن - [ را ] تا چه رسد از روى - حلال كنى . خدا قادر است دينش را از تحريف غالبين و انتحال منتحلين حفظ و از آن ، كفّار داخلى و خارجى [ را ] دفع فرمايد ؛ چنانچه وعده فرموده . آقاى اصفهانى بيك ! اگر ندانستهاى بدانكه علاوه بر آنكه اگر چنين هم بود ، اين امر براى وجوب است . قوانين اصول شيعه مىگويد كه امر ، حقيقت در وجوب است و براى غير آن ، ضميمهء قرينه مىخواهد نه به عكس كه سركار مىگويى . از بچه طلبهها بپرس يا كتاب معالم و قوانين [ را ] نگاه كن .
اصفهانى : اگر حجاب واجب بود ، علما متّفق بودند و سخت مىگرفتند ؛ اختصاص به شهرى نمىدادند و شرع بر آن مجازاتى معين مىكرد .
مهجوره : وجوب حجاب از مسلّمات دين اسلام است و علماى اعلام بر آن متّفقاند ؛ چنانچه از علّامه شنيدى و از كلمات ايشان آشكار است ؛ چنانچه در كتب فقهى به نحو ارسال مسلّم متعرضاند كه هرگاه شخصى زنى را عقد كند و صداقش را تعليم سورهاى قرار دهد ، سپس قبل از دخول او را طلاق گويد ، اينجا مجتهدين دو قسمت شدند . مشهور از ايشان برآنند كه بايد نصف اجرت تعليم را زوج به زوجه رد كند ؛ زيرا كه پس از طلاق ، تعليم ممكن نيست . شهيد ثانى در لمعه فرموده : لانّه و إن أمكن تعليم نصفها عقلا إلّا أنّه ممتنع شرعا لأنّها صارت أجنبيّة . « 2 »
يعنى علّت انتقال به سوى اجرت ، اين است كه اگرچه ممكن است تعليم نصف سوره عقلا ، مگر آنكه ممتنع و محال است شرعا ؛ زيرا كه اين زن اجنبيه گرديده است . بعضى رفتهاند به سوى آنكه تعليم نصف مذكور را از پشت پرده بايد بدهد و اجرت كفايت نمىكند . چنانچه شهيد اول در لمعه فرموده : و قيل يعلّمها النصف من وراء حجاب و هو
هامش
( 1 ) . عبارت در اصل چنين است .
( 2 ) . دنبالهء عبارت شهيد چنين است : ( و قيل : يعلمها النصف من وراء الحجاب ) كما يعلمها الواجب ( و هو قريب ) لان تحريم سماع صوتها مشروط بحالة الاختيار و السماع هنا من باب الضرورة .