تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
آن است كه طرف سخن ما كسانى هستند كه معتقد به قرآن ، خدا و سنّت رسول الله مىباشند ، نه طبيعى شهوت‌پرست كه مصداق اين بيت است :
ز بندگان طبيعت مجو مسلمانى * كه اين سياه‌دلان كافرند در همه كيش
اصفهانى : قول مىدهم اگر زن‌هاى شهرى روباز شوند ، خجالت مىكشند از روى نحس نجس خود ؛ ديگر اين نوع عشوه در بازار يا محضر آقا ننمايند . مهجوره : صحّت قول سركار معلوم شد . انجمن طالبين رفع حجاب كه زن و مرد مخلوط به يكديگر جلسه داشتند ، افعالشان را همه فهميدند ، به قسمى كه نظميه مجبور به تفرقهء آن‌ها شد . زنانى كه در بازار عشوه مىكنند ، بينك و بين الله يا بينك و بين الوجدان و الطبيعه ، هرچه را معتقدى ، آيا غير از زنان نيچرى و طالبين رفع حجاب هستند كه امروزه بيست سال است كه در اثر صداى آزادى پيدا شده‌اند ؟ چرا قبل از اين نبودند ؟ اصفهانى : يقينا ليره كه به هزار درد مىخورد ، بيشتر دوست مىداريد . در بازار هم مىبينيد كه درب دكان‌هاى صرّاف گذارده ، چرا برنمىداريد و عاشق نمىشويد ؟ همان قوّه كه از ربودن ليره جلوگير است ، از زنا هم جلوگير است ( يعنى قوّه دولت . اين هم دليل عقلى اوست . ) مهجوره : اولا قياس مع الفارق كردى ، گول عوام زدى . محبّت ليره نوعى است و محبّت نر ماده را يا بالعكس نوع ديگر است . و در دوم ، معاضدت به شهوت و تخيّلات شهويه و غرور جوانى و مشتهيات نفسانيّه است به خلاف اوّل ؛ و لذا ليره را در آن راه صرف مىكنند . الاغ با كثرت عشق او به سبزه و جو ، به مجرّد آن‌كه بوى مادّه به مشامش رسيد ، از آن‌ها باز مانده ، افسار كنده ، به سوى آن مىدود . خوب مردم را احمق فرض كرده‌ايد ؛ اين مثال تراشىها مىكنى كه احكام رسول الله صلى الله عليه و آله را تحريف كنى ، هيهات ، هيهات . ثانيا بر فرض تسليم ، عشق هر چيزى و روبودنش به حسب حيثيات اوست . عشق ليره است كه مملكت‌هاى اسلامى به آن فروخته شده . عشق ليره است كه عرض‌ها بر باد داده و مىدهد . عشق ليره است كه هرچه غرض خارجىهاست ، رواج مىگيرد . عشق ليره است كه سركار صفحات روزنامه مقدس حبل المتين را با اين حرف‌ها اشغال كرده‌ايد . ما يكديگر را خوب مىشناسيم ؛ چرا آن قوّهء بازدارندهء از حرص به ليره كه فرمودى بازدارنده است از زنا و فحشا ، سركار را باز نمىدارد . به علاوه ، شعر چه ضرور كه محتاج به قافيه شويد . تغيير حكم خدا و رسول براى چيست ؟ اگر براى جلوگيرى از فساد شهوى است كه نتيجهء به عكس خواهد داد . اگر سركار نفهمى ، مردم مىفهمند . و اگر براى استفادات مملكتى است ، نكته‌سنجان عقلا مىفهمند كه اين هم مغالطه و امر به عكس خواهد بود . اگر دلتان براى دين و دنياى مردم مىسوزد ، چرا تعقيب در رفع منكرات مملكت