مواضع در نماز براى رفع عسر و حرج و سهولت ركوع و سجود و قيام است و الّا واجب مىشد . پس در اين مسأله هم مقلّد بايد رجوع به حىّ اعلم با احتياط كند . ثالثا [ بر فرض ، ] ستر اين مواضع در نماز واجب نباشد ، چه ربط دارد با جواز كشف در نزد نامحرم . مگر فقها فرمودهاند در حضور نامحرم بايد ستر نمود ؟ مگر اين مواضع را چنانچه كشف ماسواى عورتين در نزد زنان مثل خود جايز و در نماز حرام و موجب بطلان نماز است ولو در حضور زنان باشد يا ابدا كسى نباشد اجماعا و از اين جهت قياس در مذهب شيعه باطل است اجماعا .
اصفهانى مىگويد : دليل ديگر را حديث جواهر الكلام از حضرت صادق عليه السلام و جابر قرار داده . « 1 »
مهجوره : اولا گفتيم حكم حجاب غير از نظر است ؛ چنانچه حجاب بدن بر مرد واجب نيست و نگاه كردن زن به سوى او حرام است اجماعا .
ثانيا اين يك حديث يا دو حديث است كه تو استفاده كردى از آنها كه حجاب روى نبوده ؛ و اما احاديثى كه صراحت دارد در حجاب روى لا تحصى ؛ و احاديث حرمت نظر هم لا تعد است كه بعضى آنها در مقدّمه ذكر شد . اى بيچاره ! رسول الله نظر را زنا نام گذارده :
لكلّ عضو من ابن آدم حظّ من الزّنى فالعين زناه النظر « 2 » . . . از براى هر عضوى از اعضاى بنىآدم بهرهاى است از زنا ؛ پس چشم زنايش نگاه كردن است . و اگر جواهر الكلام را ديده بودى ، هر آينه اين دوم حديث شريف معتبر را كه از كافى آورده به لحاظت مىگذشت كه حضرت باقر عليه السلام و حضرت صادق عليه السلام نظر را حكم زنا داده ، فرمودند : ما من احد الّا و هو يصيب حظّا من الزنا ، فزنا العينين النظر و زنا الفم القبلة و زنا اليدين المسّ ؛ « 3 » احدى نيست مگر آنكه نصيبى از زنا دارد و در خطاى زنا خواهد افتاد ؛ پس زناى ديدگان نگاه كردن و زناى دهان بوسيدن است و حضرت امير المؤمنين عليه السلام در كلمات خود در نهج و غرر و غيرهما گاه آن را « ديدهبان زنا » و گاه « دام شيطان » و گاه « دام هلاكت و فتنه » و « تير زهرآلود ابليسش » خوانده و گاهى در اشعار خود آن را خيانت نامزد فرمود ( ديوان ) :
لا يأمننّ على النّساء أخ أخا * ما فى الرّجال على النّساء أمين
كلّ الرّجال و ان تعفّف جهده * لابدّ أنّ بنظرة سيخون
هامش
( 1 ) . مقصود حديث جابر است كه در آن به آمدنش همراه پيامبر ( ص ) به خانهء حضرت زهرا ( س ) و ديدن روى آن حضرت دارد كه خواهد آمد .
( 2 ) . مستدرك ، ج 14 ، ص 269 ، 340 از جامع الاخبار .
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 20 ، ص 191 ، 326