تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
مهجوره : اين عبارت اگر از تفسير ملا فتح الله نقل مىكنى ، دروغ و خيانت در نقل كردى ، زيرا كه اين عبارت در آن نيست . بلى از مجمع البيان « 1 » [ است ] كه مراد از آيه ، آن‌كه ظاهر نكنند مواضع زينت را از براى غير محرم و هركه در حكم آن است ؛ چون اطفال مميّز و غير آن و مراد نفس زينت نيست ؛ زيرا كه رؤيت زينت حرام نيست ؛ چه اين مطلب مسلّم و واضح است . هرگاه رؤيت زينت حرام بود ، در بازارها و دكاكين نبايد اسباب زينت جهت فروش بگذارند . بلكه مراد مواضع زينت است و عبارت « پس مقصود تا آخر » را ندارد . نگارنده گويد : از آيه چنين ظاهر است كه زينت زن مانند حلى و لباس‌هاى رنگين كه براى شهوت شوهران مىپوشند ، مادامى كه پوشيده‌اند حرام است كشف آن ؛ چنانچه جمعى از مجتهدين تصريح به آن فرموده‌اند . پس مواضع آن‌ها به طريق اولويت كه آن را دليل فحوى نامند ، حرام است ؛ چنانچه به اجماع و اخبار متواتره هم ثابت شده است . پس بنابر قول سركار كه غير از اين سه محل كه صورت و دست و پا باشد ، محل زينت نيست ، واجب آيد پوشيدن آن‌ها نه آن‌كه عيب ندارد . و اگر اين عبارت از خود سركار است ، معلوم مىشود كه در حال بيخودى انشاء فرموده‌ايد ؛ زيرا كه به مقتضاى عبارت پيش ، بايستى بگويى كشف اين مواضع عيب دارد و شما به عكس گفته‌ايد . خوب بود توضيح مىداديد كه اين پس به كدام پيش مىخورد . يك نكته شما را ملتفت كنم تا بدانى كه از آيات وارونه فهميدى . گفتيد : كشف پا عيب ندارد ، به توهّم آن‌كه از زينت ظاهره است با آن‌كه خلخال كه زينت پاها است ، خداى تعالى آن را از زينت‌هاى باطنه شمرده است . قال الله تعالى :
وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ
؛ « 2 » پس معلوم شد كه پا و خلخال آن از زينت خفيّه و صدايش هم بايد مستور شود . اصفهانى گويد : دليل ديگر را كشف وجه و دست و پا در نماز قرار داده است . مهجوره : اوّلا دست و پا نيست ؛ كفّان و قدمان است . كف معلوم است ؛ و اما قدم پشت پاهاست از زير قوزك . ثانيا آن هم مسألهء خلافيه است و مشهور از مجتهدين در قدم بلكه كف بر وجوب ستر آن‌ها هستند در صلات . و اما صورت هم ، رئيس طايفهء شيعه و احيا كنندهء شريعت سيد مرتضى كه از جانب حضرت امير ملقب به علم الهدى گرديد و فضائلش محتاج به بيان نيست ، در كتاب جمل و سيد ابو المكارم ابن زهره كه از فحول مجتهدين و از رؤساى مذهب اماميه است در كتاب غنيه و صاحب عقود در كتاب عقود - رحمة الله عليهم - ستر آن را واجب مىدانند ، مگر موضع سجود ؛ و چنين ظاهر مىشود كه جواز كشف اين
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 258 - 259 ( چاپ دار التقريب مصر ) . ( 2 ) . نور ، 31