غنى شد و خود را نجات داد و هركس واگذاشت ، مفتقر و محروم شده ، خود را در هلاكت انداخت . اينك كه شيخ محمد تقى اصفهانى كه در جريدهء حبل المتين شمارهء 20 از سال سى و پنج به ساحت قدس آقايان ربّانيين اصفهان نسبتهاى لايق به خود مىدهد ، چه كرد ؟ كى اعتنا به سخنش نمود ؟ فايدهاى كه برد اين بود كه مردم تجسّس كرده او را شناختند كه كيست و معاشش از چه راه و دلسوختگى او از چه نقطه است .
طبيعى گويد : آقايان اگر راست گويند ، جواب مقاله را بدهند .
الهى گويد : اين آدم ، پس از تجسّس دانسته شد كه او مردى است لاابالى كه فكل و كرواتش ، به عبارت اخرى صليب گردنش ، از همه فرنگى مآبها بلندتر و ستره و شلوارش از همه تنگتر و صورتش به ماشين خودتراشى از همه تر كرده ؛ گاهى مكلّا ، گاه معمّم به عمامه طابقيه تجارت خود را نمايش مىدهد . از يكى از بستگان خويش استفسار حالاتش كردم . گفت : اين آدم ، گاه منكر نجاست مسكرات ، گاه ، منكر حرمت آنهاست . ساير افعالش [ را ] بايد از رفقايش سؤال نمود . چنين آدم ، كجا قابل است كه طرف مجادله با كسى بشود ؟
طبيعى گويد : بزرگان گفتهاند : انظروا الى ما قال و لا تنظروا الى من قال .
الهى گويد : ما قال او هم لايق جواب نيست ؛ زيرا مغالطه كردن و دزدى و ترجمهء حديث نمودن و نفهميدن احكام اسلام و قياس مع الفارق كردن و فحش به مردم دادن كه قابليت جواب ندارد ؛ جوابش بىاعتنايى است .
طبيعى : جواب نداريد ، و الّا مىگفتيد .
الهى : اين مسأله از ابده بديهيات است ، و بديهى چون در ميدان قيل و قال جولان كرد ، نظرى خواهد شد ؛ پس واجب آن است كه جواب آن را موكول به بداهتش نماييم ، بلكه كفّار هم مىدانند كه حجاب از خصائص اسلام است .
طبيعى : طفره از جواب نرويد .
الهى : اين مهجوره كه زنى از مسلمانان هستم ، جواب مىگويم . اگرچه مىدانم كه مقصود شما نتيجه گرفتن است از قاله قاله در مطلب ؛ ولى چون گمان كردى طفره است ، ناچارم عرض كنم . اميد كه از عهدهء جواب هر مروّج شرع نيچر « 1 » و طبيعت و احياكنندهء طريقهء بابك و مزدك برآيم ، بعون الله تعالى .
* . * . *
هامش
( 1 ) . نيچر عبارت است از طبيعت و طريقهء نيچريه همان طريقهء دهريه است . ( يادداشت مؤلف ) .