عصم العفائف « 1 » كه تأليف يكى از مروّجين اسلام و خدّام شهر عالى مقام است ، مطالعه نمودهام ، لازم افتاد تا شرح نزاع كنونى بين اين دو فريق را ، على ما هو تحقيق عندهما داده باشم تا ازاحهء شبهه از جاهل به مقاصد طرفين گردد . ان شاء الله تعالى .
منازعهء الهى و طبيعى
بسم الله الرحمن الرحيم الهى گويد : در زمان جاهليت مردان و زنان ، درعى مىپوشيدند كه گلو تا پشت پا را ستر مىكرد و دامنهاش به خاك مىآلود ؛ « 2 » چنانچه در كتب لغت و تاريخ و حديث سماعه و غيره است ؛ و چون رسول الله ( ص ) نهى فرمود از بلندى لباس ، ام سلمه عرض كرد : زنها چه كنند ؟ فرمود : به قدر يك شبر از مردان بلندتر كنند . عرض كرد : اذا تنكشف اقدامهنّ . در اين هنگام پشت پاهاى آنها كشف شود . فرمود : اذا يرخين ذراعا . « 3 » در اين صورت به اندازه دو شبر فروافكنده ، بلند نمايند تا پشت پاها پوشيده گردد ؛ و آستين در درع كفها را نيز مىپوشانيد كه براى معامله مجبور بودند كف را از آستين بيرون آورند . چنانچه در حدائق است ؛ و خمارى مىپوشيدند كه سر را ستر مىنمود ؛ ولى چون از پس گوش فرو مىافكندند ، صورت و گلو و جيب كه شكاف پيراهن است و خطى از سينه نمايان است ، مستور نبود ؛ چنانچه در كتاب مستطاب كافى از حضرت باقر ( ع ) است و مردم خرسندانه نگاه به همسران خويش و بيگانه مىكردند و مفاسدش لا يتناهى شد ، به قسمى كه ذوات الاعلام ، علمها را برافراشتند و گاهى رسما زنى دو شوهر اختيار مىكرد و گاهى زنان خود را معاوضه مىكردند و سرانه داده يا مىگرفتند و عاقبت كار حلّيّت وطى به تراضى طرفين شد و . . .
چون اسلام فى الجمله قوّت گرفت ، جميع اين مفاسد كاسد شد و آيات غضّ ابصار ، ضرب خمار و تحريم اظهار زينت ، يعنى همهء بدن زن - به تفسير اهل بيت عصمت - از سر
هامش
( 1 ) . عصم العفائف ، فارسى دربارهء لزوم حجاب ، از شريف ميرزا محمد جواد فرزند ميرزا رضاى واعظ دارابى شيرازى . بنگريد : ذريعه ، ج 15 ، ص 272 ، ش 1771 . پيش از اين دربارهء اين كتاب اشارتى داشتم .
( 2 ) . امرؤ القيس گويد :خرجت بها أمشى تجّروا ورائنا * على اثرنا أذيال مرط مرحّل( 3 ) . تحفة الاحوذى ، كتاب اللباس ، حديث 1734 ؛ سنن ترمذى ، ج 3 ، ابواب اللباس ، باب ما جاء فى ذيول النساء ، حديث 5335