تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
گفتيم كه لزوم تربيت براى زنان ، خصوص تربيت منزلى و علم رضاعت و شناسايى امراض اطفال ، دخل كاملى در حفظ ناموس اجتماع دارد ؛ ولى خيابان‌ها و شوارع مهد علم و معارف نيست ، بلكه مجمع فسّاق و شهوت‌رانان است و احتجاب در بازارها و خيابان‌ها [ است ] كه تدريجا اسباب قطع طمع شهوت‌كاران مىشود ؛ اگر وسائل تحصيل موجود باشد ، دوشيزگان بهتر مىتوانند به معارف بپردازند تا آن روزى كه با سرهاى برهنه دست‌به‌دست مردان اجنبى بدهند و از معارف و علوم ، فقط توالت را خوب بياموزند و به مشروب‌هاى الكى خود را عادت دهند ؛ چنانچه مليونها از دوشيزگان در اروپا و امريكا به همين زيان مبتلا و گرفتارند . سوم از مفاسدى كه خيال مىكنند از ناحيهء پرده‌پوشى دوشيزگان است ، فساد اخلاق است . و اين شبهه از شبههء پيش بىاساس‌تر است ؛ چه آن‌كه مادّهء فساد اخلاق از اختلاط مرد و زن برخاسته مىشود ؛ و حجاب اگر يگانه علّت قطع مادّهء فساد نباشد ، در نظر شخص منصف هوشمند ، از بزرگ‌ترين موانع فساد اخلاق بشمار است و نظر شهوت‌كاران است كه اين خيالات را از عيوب حجاب قرار مىدهد .

[ طلاق در ميان با حجاب‌ها بيشتر است يا بىحجاب‌ها ]

چهارم از مضارّ حجاب را شيوع طلاق قرار داده‌اند ؛ و اين ضربهء قاسيه را كه در حقيقت رخسار ناموس اجتماع بشريّت را خجل و شرمسار نموده ، در نتيجهء پرده‌پوشى دوشيزگان محسوب نموده‌اند ؛ به احتجاج آن‌كه ازدواج و زناشويى مرد و زن به‌طور پوشيدگى و زير پرده و كوركورانه واقع مىشود و ثمن را در ازاء مثمن نديده مىدهند ، و از اخلاق و اطوار يكديگر بىخبرند ؛ يك مرتبه بايد در ليلهء زفاف براى عقد زندگانى جاودانى ، دو شخص اجنبى و از هم بيگانه ، عهد و پيمان به يكديگر دهند ؛ و چون‌كه پرده از رخسار آن نوعروس گرفته شود ، يا داماد صورت او را زيبا نمىيابد و يا پس از چندى اخلاق او را با خود ناهموار مىسنجد ؛ و اين است كه به جدايى منتهى خواهد شد . و جواب از اين خيال : اوّلا در شرع مطهّر اسلام ، مردى كه خواستار زنى است ، حق دارد پيش از عقد آن زن را ببيند . ثانيا اگر ما با يك نظر منصفانه‌اى وارد اين موضوع شويم ، كاملا خواهيم تصديق نمود كه هرجا فحشا و فجور شيوعش بيشتر است ، صيغهء طلاق آنجا زيادتر اجرا مىشود و طلاقنامهء آنجا بيشتر نگاشته مىگردد ، و بالاخره زن‌هاى مطلّقه را آنجا زيادتر خواهيم ديد . چرا ؟ آيا مىشود آن طلاق‌ها را نسبت به حجاب داد يا اينكه بيشتر آن طلاق‌ها به واسطهء آن است كه در شوارع و خيابان‌ها ، مردها زن‌هاى ديگرى را ديده كه در هر رهگذرى خود را