تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
مزاحمت و مراقبت از منابع ثروت تعقيب مىنمودند . چنانچه حالت اجتماعى امروز اروپا به شهادت بزرگان به همين زيان گرفتار است .

[ اجازهء طلاق در دست مردان ]

دوم از اشكالات مسألهء اختيار طلاق است كه حل عقده زن و شوهرى در شريعت اسلام به دست مردان است و مردم كوتاه فكر اين مطلب را يك لطمهء بزرگى بر جامعهء نسوان خيال كردند ؛ ولى بايد از خاطر محو نمود كه استقرار عائلى و فاميلى بشر كه زمينهء ثابتى از براى ازدياد نفوس بشرى و حسن تربيت و عنايت به دارايى از سلسله مواليد است ، منوط بر شايع نبودن طلاق [ است ] و چنانچه باز كردن گره زناشويى به دست زنان باشد و ايشان مختار باشند كه هر وقت بخواهند از شوهر خود بيگانه شوند ، واضح‌ترين مفسدهء اين اساس ، شيوع طلاق و تشكيل نيافتن عائلات بشرى و زندگانى خانوادگى است ؛ و در نتيجه [ سبب ] هدم اساس تربيت و دارايى سلسله مواليد بشر خواهد شد ؛ زيرا كه زن‌ها به واسطهء طبع نازك زودرنج و ضمير سادهء فريب‌خوارشان به طلاق و ترك شوهر اوّل يا دوم و اختيار شوهرهاى تازه ، زودتر مبادرت خواهند نمود . علاوه ، تفاوت زن‌ها در جمال و عشق مردها به پريرويان ، بهترين وسيله‌اى است كه مردها از شهرت نامحدود خود تعقيب نمايند و خود را در نظر زنان ، زيبا ، آراسته و زيبا قلم دهند و ثروت راست يا دروغ خود را پيش چشم زنان زيورپرست داده ، به هر حيله و وسيله‌اى هست ، آن زن شوهردار را بربايند و از حبالهء مردان اوّلشان بيرون آورند و چند روزى با ايشان هم‌بالين باشند . آيا طلاق‌نامه‌ها را در اين زمينه كه زن‌ها زمام‌دار طلاق هستند ، مىشود احصاء نمود ؟ و اطفالى كه دور تربيت طفولشان كامل نشده و بر دست پدرانشان از بىشيرى به خواب بيهوشى رفتند و آن پدرها براى تحصيل دايه يا شيرگاو دربدر مىگردند و مادران آن اطفال بىگناه ، به خانهء شوهر دوم يا سوم يا بيشتر رفته‌اند ، مىشود تعداد كرد ؟ و شايد در نظر كسى جلوه كند كه اين سلسله مفاسد از تشريع قانون طلاق است ؛ چه آن كه لازمهء حلّش دست زن باشد يا مرد ؛ ولى نوع مردان دنيا پس از زحمات و نصف كردن عمر طبيعى در كارخانه‌ها و معادن و مشقّت‌هاى طاقت‌فرساى فلاحت و زراعت و غيره خيلى كه خوش‌بخت باشند قادر بر اختيار يك زن خواهند شد ، و پس از ازدواج ، با زشت و زيباى آن زن ، تا ممكن است مىسازند و قهرا به جامعهء بشريّت و تشكيل عائله خدمتگزارند و از طلاق كه ايشان را مجبور مىكنند كه يا بىزن بمانند و يا زن ديگرى بگيرند كه هر دو نوعا كارى است دشوار و مخالف با اقتصاد مردها است ، تحرّز خواهند