نمود ؛ مگر آنكه كارد به استخوانشان رسيده باشد . پس براى چنين مواردى جز طلاق علاجى نيست . شرع آگاه به صلاح و فساد براى حفظ نظام ، قانون طلاق را تشريع فرموده ، چنانچه عصر تمدّن از قوانين كنيسه كه طلاق را منحصر به فاحشه شدن زوجه و يا دخول يكى از زوجين در رهن و شرطبندى و يا عقيم بودن زن مىدانستند و به غير از اين موارد را اجازه نمىدادند ، اعراض كرده و امم لاتينى مانند فرانسه و ايتاليا و بلجيك تضييقات كمى به حيلت طلاق عقيده و عمل دارند و امم جرمن مانند انگليس و آلمان با يك حيلت مطلقه از طلاق استقبال نمودند و نژاد اسلاو . . . متوسطى از قانون طلاق پيروى دارند .
[ پاسخ از اشكالات وارد شده به مسألهء حجاب ]
سوم از اشكالهايى كه مورد تنقيد هواخواهان آزادى زنان است ، مسألهء حجاب است كه موضوع بحث ما است و مفاسد حجاب را كه در نظر ايشان جلوهگر است ، ما بهطور فهرست يكبهيك با جوابش را ذكر خواهيم نمود .
اوّل آنكه پردهپوشى دوشيزگان يك ظلم و احجافى است بر اين جنس لطيف . چهقدر شبيه است تكليف به حجاب آنكه تكليف نمايند كه زنها گوشهاى خود را پنبه بگذارند تا نشنوند و چشمهاى خود را بندند تا نبينند .
جواب از اين اعتراض به چند راه ممكن است ، جواب داده شود ؛ اوّلا : آنكه اگر در بىپردگى زنها مفاسد اجتماعى و ادبى و اقتصادى و عمرانى باشد ، چنانچه خواهد روشن شد ، تكليف حجاب مانند تكليف اطفال است به دبستان رفتن و دانش آموختن و يا مانند تكليف مريض است به خوردن دواهاى تلخ و گويا به هيچ وجه شبيه گوش و چشم بستن نيست .
و ثانيا آنكه امر حجاب در جامعهء زنان تا يك اندازه امرى است فطرى ايشان ؛ چه آنكه به تاريخ زنان عالم رجوع كنيم و پردهپوشى يا پردهدرى ايشان را بسنجيم ، بيشتر زنان دنيا را در قرون وسطى محجّبات خواهيم يافت . دايرة المعارف لاروس مىنويسد كه ، زنهاى قديم يونان صورت را به يك طرف از مقنعه يا سرپيچ بزرگ خود مىپوشانيدند و بعضى به نقاب زيباى جميل الصنعه مخصوصى كه مصنوع جزاير كرس و امرجرس بود ، صورت خود را پنهان مىكردند و فنيقىها نقاب سرخى به صورت مىگرفتند و يكى از قديمترين مؤلفين يونان نقل كرده كه بنيلوپ زوجهء عولين پادشاه جزيرهء ايتاك با نقاب بيرون مىآمد و زنهاى شهر ثيب به يك حجاب و نقاب مخصوصى كه عبارت بود از پردهاى كه محاذى دو چشم براى ديدن سوراخ داشت ، به صورت مىگرفتند و در اسپارته دوشيزگان بىپرده در مقابل