دست كشيده و كار زنها را اختيار كنند ؛ ولى چون شركت زنها با مردها در اعمال از حدّ اعتدال بيرون رفته و ترك وظيفهء خود را كاملا نمودهاند ، البته براى عقاب و زجر بر اين افراط در يك دور ديگرى منتهى به عكس خواهد شد ؛ چنانچه از آن سختى و فشار تاريخى زنان در قرون وسطى به حالت حاضره منتهى شد .
من جمله از فريادهايى كه جگر هر غيور را مىخراشد ، صيحهء علامهء اشتراكى فورييه است [ كه ] مىنويسد : آيا چه حالتى دارند دوشيزگان امروز ؟ زندگانى نمىكنند اين بيچارهگان مگر با حالت يأس و حرمان ؛ حتى در عالم صناعت ؛ چه آنكه كارخانههاى صناعت عموما مورد تزاحم و تهاجم رجال است ؛ و از براى اين پريرويان در كارخانههاى پست هم از قبيل خياطت و نخبافى ، به زحمت جاى پيدا مىشود .
و علامه اقتصادى فيلسوف كبير ژول سيمون مىنويسد كه ، زنان امروز عمر خود را يا در كارخانههاى پارچهبافى و يا مطبعهها و يا كارخانههاى حكومتى مىگذرانند و در مقابل اين زحمات ، قدرى صاحب پول شدهاند ؛ ولى در عوض قامت رعناى اين جمعيت خميده و از سختى و بسيارى كار ، رنگ طبيعى ايشان پريده است . « 1 »
اين جمله از شهاداتى است كه بزرگان اروپا نسبت به آزادى كنونى دوشيزگان خود مىدهند كه در حقيقت حمايتكنندگان از حرّيّت و آزادى ايشان بايد در مقابل اين شهادات خجل و شرمنده باشند ! چه آنكه در اروپا بيش از سى مليون دختران ماهرو در مقابل آتش كارخانهها بدن خود را تفتيده و گل رخسار خود را افسرده نمودهاند .
تا اينجا معلوم شد كه در قرون وسطى حالت فلاكت و اسارت زنان اروپا جورى نبود كه قابل مسامحه باشد و فرياد طرفداران حرّيّت و آزادى ايشان از آن قساوتهاى طاقتفرسا ، به واسطهء سلاسل ظلمى بود كه از سوء تأثيرش ، مواليد اروپا رو به نقصان و وفيات زنان بيشتر از مردمان به چند برابر شده بود ؛ و نيز به شهادت بزرگان اجتماع و عمران اروپا واضح شد كه آزادى بهطور افراط زنهاى امروز غرب مانند اسارت و رقّيّت سابقشان ، جامعهء اروپا را به كمى مواليد و كوتاهى عمر دوشيزگان و فساد اخلاق و محو زيبايى زنان و نابودى محبّت متبادلهء بين زن و شوهر و انهدام ذمّهءدارى زنها از جامعهء بشرى و تشكيل عائلى تهديد مىنمايد .
[ اسلام و حقوق زنان ]
اكنون بايد موضوع حجاب را با يك تعمّق و نظر منصفانه تحت مطالعه درآورده و به
هامش
( 1 ) . دائرة المعارف القرن العشرين ، فريد وجدى ، ج 3 ، صص 339 ؛ الاسلام روح المدنيه ، ص 203 - 204