حيرتانگيز تاريخ آن است كه عامل اختلال و فساد در هر زمان ، عين عامل در زمان ديگر بوده ؛ جنس زن به شهادت تاريخ ، عامل قوى در هدم اخلاق فاضله بوده . بعد از ذكر اين جمله ، شروع به مقارنه ميان عوامل فساد در عصر خود و دور آخر جمهوريت رومان كرده ، مىگويد : معاشرت سياسيين و زمامداران رومان با زنان سبك طبع كه قهرا ايجاد افراط معشوقهها در زينت و آرايش محض جلب خاطر عاشقان نمود ، تخت رومان را زيرورو كرد . معاشقهء با زنها در آن عصر به حد جنونى رسيد . از اين بيان ، يگانه غرضش ، ذكر فساد و معايب اخلاق و جامعهء اروپا و تهديد به سوء عاقبت اوست به آزادى زنان كه متمدّن نماهاى مسلمانان در اين عصر در صدد آن هستند .
اژوست كنت مؤسس علم عمران در كتاب خود موسوم به نظام سياسى مىگويد :
طرفداران نشر قانون تساوى و توازن جنسين ، نهتنها ضدّيت به حكم عقل و طبيعت مىكنند ، بلكه اين جنس را به طرف شقاوت و پريشانى و ذلّت سوق مىدهند و گمان مىكنند كه از حقوق او دفاع مىكنند .
[ ازدواج و حجاب ]
پرودون در كتاب ابتكار النظام مىگويد : كسانى كه آزادى مطلق و توازن در حقوق براى زن مىخواهند ، صفحهء سعادت آنها را تاريك مىكنند .
بعضى طرفداران رفع حجاب و تساوى حقوق ميانهء جنسين ، مثل قاسم الامين مؤلف كتاب تحرير المرأة معتقدند كه حجاب سه ضرر مهم در جامعه دارد : اوّلا مانع از ديدن خطيب [ خواستگار ] از خطيبهء خود اوست ؛ يعنى كسى كه طالب عقد زواج دخترى باشد ، غالبا به واسطهء حجاب از عادات و چهره و شمايل طرف بىخبر است . ثانيا مانع از تهذيب و علم و عرفان و تربيت صحيحه است . ثالثا به واسطهء عالم نبودن و بىاطلاعى به اخلاق و عادات زن سلوك زوجين به تفرقه و طلاق مىشود .
اوّلا مىگوييم : در شريعت كه قانون حجاب وضع شده ، اين قانون هم وضع شده كه هر كسى كه طالب زواج زنى باشد ، مىتواند به چهرهء او نگاه كرده و از شمايل او مطّلع باشد و به واسطهء يك نفر از نوع خود مىتواند اطلاعى از وضع خلقتى و معايب او تحصيل نمايد ، به طورى كه موجب غبن نباشد .
و بعض امراضى كه موجب تنفّر و بىميلى مرد است از زن يا بالعكس ، اسباب تنفّر و بىميلى زن است ، باعث فسخ عقد نكاح قرار داده كه هركدام از زوجين داراى آن معايب باشند ، طرف مىتواند عقد را فسخ نمايد . بعض از حقوقيين اسلام ، يعنى فقها ، ميدان دايرهء اسباب فسخ را طورى توسعه دادهاند كه اين توسعه در ميان اقوامى كه حجاب ندارند ،