تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
اين است كه شوهر از انس و محبّت زن خود دست كشيده و براى خود ، كس ديگرى را رفيق و طرف عشق قرار دهد كه آن هم از آثار بىحجابى است نه از آثار حجاب . به اقتضاى اصل چهارم ، فرق طبيعى و نفسى ميانهء دو عنصر موجود ، و قواى زن مساوى با قواى مرد نيست . عقل و ادراك مرد بيشتر از زن و حسّ و هيجان بالعكس در طبع زن بيشتر است . فيلسوف پرودون در كتاب خود مىگويد : به طورى كه عقل زن ضعيف‌تر از عقل مرد است ، وجدانش هم كوچك‌تر از وجدان مرد است . آنچه را كه عقل مرد به حسن و قبح او حكم مىكند ، عين آن نيست كه عقل زن به حسن و قبح او حكم مىكند ؛ يعنى زن ، به حد كمال نيست ؛ هميشه عنصر زن در جنب عدالت در طرف افراط و تفريط است و هيچ وقت به تساوى و توازن حقوق ميل ندارد . امتيازات شخصى را بيشتر پرستش مىكند و عمل به عدالت را در حق خود كار مشكلى مىداند . عدالت و طبيعت هر دو حكم مىكنند كه زن بايد در دايرهء حكم و اطاعت مرد باشد . حاصل اين نظريّه آن است كه تساوى جنسين در حقوق و مداخله كردن ايشان در امور سياسى ، باعث فساد و ضعف جامعه است . اوژوست كنت مؤسس علم عمران ، در كتاب خود النظام السياسى مىگويد : دور انقلابات و موج‌هاى اجتماعيه در اين عصر ، ايجاد ضلالت‌هاى خيالى بر حالت اجتماعى زن‌ها نموده ، و لكن قانون طبيعى كه تخصيص مىدهد اين عنصر لطيف محبّ را به زندگانى منزلى ، ابدا تغيير نكرده و اين قانون در اعلى مرتبهء صحّت و كمال است و طبعا در حالت اجتماعى حكم فرماست . تولستوى مىگويد : بر مرد ، محض صلاح و سعادت جامعه لازم است مراقبت حال زن را نموده و در خانه كه دايرهء آزادى وسيعى است ، محجوب دارد تا از اختلال نظام ايمن گردد . فيلسوف بزرگ شهير ابن سينا در كتاب سياست خود مىگويد : للرجل أن يتصل شغل المرأة بسياسة اولادها و تدبير خدمها و تفقّد ما يضمه خدرها من اعمالها ؛ فإنّ المرأة اذا كانت ساقطة الشغل ، خالية البال ، لم يكن لها همّ الّا التصدّى للرجال بزينتها و التبرّج بهيأتها و لم يكن لها تفكير الّا فى استزادتها ، فيدعو ذلك الى استصغار كرامته و استقصار زمان زيادته و تسخط جملة احسانه ؛ ترجمهء عبارت اين است كه ، مرد را لازم است زن را به تربيت اولاد و تدبير خانه و خدمتكاران مشغول نموده ، و وسائل تستّر و حياى او را مهيّا نمايد ؛ اگر زن بىكار و به تدبير منزل خود مشغول نباشد ، قهرا ميل به نمايش و اسراف در زينت و لهو مىكند و به اين واسطه ، از وظيفهء طبيعيهء خود خارج شده و مخالفت با حقوق و كرامت مرد