حقيقى عبارت از استفاده از خيرات دنيا و فهميدن و امتياز دادن حسنات از سيّئات و شناختن راه استفاده است . اين فرقه را اعتقاد بر آن است كه با اجتناب از سيّئات به قدر وسع ، مىتوان سعادت را كسب نمود و اصلاح جامعه و نشر سعادت را به وضع قوانين صالحه موافق نفع عمومى بعد از امتياز دادن حسنات از سيّئات و فضيلت از رذيلت مىتوان نائل شد .
اصل چهارم
وضع پيسيكولوژى عنصر لطيف جنس زن به شهادت علماى فن و باحثين در حالت نفسى ، موافق آزادى مطلق و رفع حجاب و شركت آنها در كارهاى مرد نيست . فرق نفسى و جنسى ميان دو عنصر مرد و زن متعدّد است . اهمّ امتيازها ، فرقى است كه در وضع طبيعى دماغ اين دو عنصر به واسطهء علوم عصريه و اكتشافات جديده كشف و ظاهر گشته . و بر حسب علم عصرى ، دماغ ، مركز اعمال عقلى و جسمى انسان و اختلاف اثر اين اعمال است . علم تشريح ثابت مىكند كه وزن مخ مرد از مخ زن 100 گرام بيشتر است و پيچيدگى و پست بلندى مغز دماغ كه مصدر اعمال عقليّه و جسميّه است ، در دماغ مرد بيشتر از دماغ زن است ؛ و همچنين در مادهء خاكسترى اختلاف بزرگى موجود است و اين اختلاف در مادهء خاكسترى و زيادتى پيچيدگى در نظر علم نفس « پيسيكولوژى » مميّز بزرگى است در اعمال و حركات عقليّه و جسميه در ميان جنسين .
و لكن وضع مركز و نقطههاى حس و هيجان در مخ جنس زن ، منظمتر از تركيب مخ مرد است ، به واسطهء زيادى پيچيدگى در مخ مرد ، ذكاوت و ادراك را بيشتر داراست و به واسطهء منظّم بودن مركز احساس در مخ زن ، قوهء حس و هيجان را بيشتر داراست . بنابراين ، جنس مرد در ادراك و عقل تفوّق بر زن دارد . فيلسوف پرودون در كتاب خود موسوم به ابتكار النظام مىگويد : نسبت مجموع قواى مرد به مجموع قواى زن ، نسبت 3 بر 2 است . يك ثلث قوّهء مرد بيشتر است . بعد از آن مىگويد : چون جامعهء بشرى از سه عنصر علم ، عمل و عدالت تأسيس و مؤلّف شده ، پس قدر حقيقى براى مرد و زن نسبت 3 در 3 در 3 ، بر 2 در 2 در 2 ، يعنى مثل نسبت 27 بر 8 [ است . ] به اين سبب توازن و تساوى ميانهء قواى مرد و قواى زن وجود ندارد .
اصل پنجم
از اصول ثابته در فلسفهء عصريه كه به شواهد حسّيه مقرّر گرديده ، بقاى اصلح و اقوى است .
در ساحت وجود ، بقاى هر موجود ، چه ادبى باشد چه مادى ، اثر انفع و اصلح و اقوى و