و در زمان غلبهء قوهء نفسانيه ، افراد به واسطهء جهل ، به شقاء و ذلّت مبتلا و جامعه فاسد و ملك و ملّت در شرف زوال و ضعف بوده و به قانون غلبهء قوى بر ضعيف ، ملّت ديگرى كه قوى بوده ، بر آنها مستولى شده ، حالت ملل شرقيه كه در تاريكى جهل و متابعت قوهء شهويه و فساد جامعه بوده و ملل قويهء ديگر بر آنها مسلّط شده ، عبرت بزرگى است .
اصل سيم
وضع قوانين مدنيّه در هر عصر از [ سوى ] انبياى كرام عليهم السلام و حكما و قانونگزارهاى عالم ، تابع صلاح جامعه و نفع عمومى بوده ؛ اگرچه نسبت به فرد ، مضرّ هم بوده باشد . جزاى مجرم و جنايتكار ، صلاح عمومى است ؛ اگرچه به حال خود او ضرر داشته باشد .
مذهب اخلاقيين و فلاسفهء بزرگ در كسب سعادت زندگانى ، دو مسلك است : اوّلى آن كه زندگانى دنيا مؤلّف از رنج و تعب است و راحت حقيقى وجود ندارد و لذّتهاى دنيا همه دفع آلام ، و قوانين طبيعت در جريان خود ، وجود عالم حيوانى و نباتى و جمادى را در ميدان تنازع قواى دنيا ، محو و متلاشى نموده ، اندك مهلتى مىدهد و عنصر اوّلى را به اشكال و صور مختلفه بروز مىدهد و سعادت حقيقى را به غير راه زهد ، از لذّتهاى فانيهء دنيا نمىتوان نايل گرديد . عقيدهء اين فرقه در اصلاح مجتمع و تأمين سعادت بشر ، به تهذيب نفوس با اخلاق فاضله و تربيت افراد در خدمت به نوع و نشر قانون محبّت است . اگر اخلاق ، منوّر و مهذّب گشته و محبّت متبادل گردد ، انسان در زير سايهء لواى عدل و سعادت ، تعيّش نموده ، احتياج به وضع قانون مدنى نخواهد بود .
از دو هزار سال پيش حكماى اخلاقيين را عقيده بر اين است كه دولت عدل را به يك حقيقت درخشان ، يعنى دوست داشتن هر فرد بر نوع خود ، آنچه را كه بر نفس خود دوست مىدارد « 1 » - كه از عصر كنفوسيوس فيلسوف چينى و بودا حكيم هندى روح اخلاق فاضله و محور تعاليم اخلاقيين و نفسيين و معلّمين بشر است - مىتوان تشكيل داد ؛ و آن يگانه وسيلهء سعادت جامعهء انسانى است . و اين مرام ، يعنى تهذيب همهء نفوس به طورى كه در سعى و صلاح نوع جامعه سعى نموده و از نفع و سعادت شخصى صرفنظر نمايند ، بسيار صعب است .
دومى آن است كه زندگانى دنيا مؤلّف از رنج و راحت و خير و شرّ است و سعادت
هامش
( 1 ) . در حديث نبوى است كه به طرق عديده و عبارات مختلفه نقل شده است : لا يؤمن احدكم حتى يحب لاخيه ما يحب لنفسه و يكره له ما يكره لنفسه . بنگريد : بحار الانوار ، ج 69 ، ص 257 و نيز وسائل الشيعة ، ج 12 ، صص 211 و 212