اسلام و يا قانون موضوعهء مملكتى متعرّض عرض مردم بشود و بدون اصول قانونى بيت المال مسلمين را مانند آب شور اقيانوس به اسراف و تبذير مصرف نمايد بايد به مقتضاى آزادى حقوق ، اعلان آزادى حقوق بدهند و هريك از افراد كه ماليات بده هستند ، حق خواستن مصارف ماليات را داشته باشند و نبايد از يك نفر حمّال دينارى مطالبه نمايند يا كلمه خشنى به او بگويند . اين مختصر روح آزادى حقوق كه شرع انور اسلام صريحا به عامهء ناس رسانده ، ولى افسوس كه اكثر مسلمين از اين مقام شامخ حقوقى بىخبر و از احساسات نوعيه دين نگاهدارى غافل اين است كه حريت و آزادى حقوقى در ايران نيامده ، بلكه عامّه ، استعداد اين حس و شعور را فاقدند ، بلكه استذاقهء اين درجهء رفيعه را كه جنّت دنياى نوع بشر است ، ننموده ، غافل از اينكه علّت اوليه اجتماع و اتفاق هر ملت و اهل هر ديانت ، مساوات حقوق و آزادى در حقوق است . عدالت مولد اتفاق است ، ظلم و حيف مولد نفاق . از سابق ، نفاق ملّت ايران به واسطهء عدم عدالت جاريه و ضعف اعتقاده بوده [ است ] و بس .
اما حريت دينى ، يعنى مختار بودن اشخاص در اقامهء احكام دين و ترويج منهيّات ديانتى ، مثل علنى [ كردن ] قمارخانهها و شرابخانهها و فاحشهخانهها ( تماشاخانهها اگرچه متجددين به نمايش اخلاق شهرت مىدهند ولى مجمعى است ضد دينى و فحشاى آزاد و استيلا به ثروت ملى و ترك امر به معروف و نهى از منكر كه در لسان دهريه تعبير به نمايش اخلاق است ) .
آنچه مدخليّت تامّه در ترقّى و استكمال ملّت دارد ، حرّيت حقوقى است كه از اوّل انقلاب 1339 ( 1299 ش ) تا حال اسمى دارد و رسمى ندارد ؛ و فقط آنچه در السنه و افواه دائر و بر طبق آن عمل مىشود ، حريت ديانتى است ؛ آن هم نسبت به اسلام بيچاره كه غرض آزادىخواهان كسر حدود و ترويج منكرات اسلامى است و صدور احكام ضد اسلامى و ناسخ قرآن است . نه مباشرين دين و عقل و شرم و حيا دارند « 1 » و [ نه ] مسلمانان عقايد ثابته راسخه و اتفاق و غير ديانتى دارند كه به اسم حقوق ديانت و احكام سياسى مشتركهء اسلامى دفاع نمايند . عامهء مسلمانان ايران ، خاصّه طهران ، همهء تكاليف حلال و حرام نوعيه را به عهدهء خداوند تبارك و تعالى و حجّت عصر - عجّل الله تعالى فرجه - مىدانند . خطيآت ترك امر به معروف و نهى از منكر و تبليغ احكام اسلام و صون حدود شرعيه را به گردن آنها گذاشته ، خودشان را معصوم غير مخطى مىدانند . اين است حريت حقوقى كه حافظ حدود و حقوق اشخاص است متروك و به جاى آنها ، آزادى دينى نسبت
هامش
( 1 ) . چنين است در اصل .