تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
خاصيت طبيعى را به وحى آسمانى عالم بوده [ است ] ؛ لذا اين حكم را كرده‌اند . قضيه يك دليل طبيعى مستقلى غير قابل اعتراض بر مسأله حجاب به اين صفت طبيعى و خلقى شبق و كثرت شهوت حيوانى كه مادهء انسانى بالطبيعة داراست ؛ « 1 » اگر شوهر و قبيله يا قانون ، حيوان به اين اوصاف را آزادى تام تمام بدهد ، آن شوهر موافق منطق ، زن خود را كسوه و نفقه داده ، ترتبيت كرده ، با علم و اراده و اقدام اجازهء مباشرت [ با ] هر اجنبى را به زن خود داده و هيچ يك از حيوانات وحشى ، به اين درجه ، رخاوت را بر خود روا نمىدارد و آن قبيله هم كه به اين آزادى مطلق نسوان خود ترضيه مىدهند ، آن قبيله هم در منطق بشريت ليّن العريكه و آن قانون هم كه حرّيّت نسوان انسان را در تحت كلمهء حقوق آزادى بشر تصويب نمايد ، قانون دهريّت و وحشيّت است كه هيچ ذى شعورى از بشر كه انسان را از خر و خرس و خوك و خروس امتياز بدهد ، اين رأى سبعيّت‌آميز را نخواهد داد . ما نمىگوييم كه زن‌هاى محجوبه ، فاقد صفات طبيعت خلقيه هستند ، بلكه غرض ما اين است كه زن وقتى محجوبه و محدوده باشد و آزادى قاطر چموشى نداشته باشد و در تحت حدود قانون و قبيله و شوهر باشد ، خيلى كمتر مرتكب فحشا مىشود و بسيار كم اولاد زنا عمل مىآورد ، بلكه چه بسا تحديدات مذكوره و عادت عفّت قانونى جلوگيرى از مقتضاى طبيعت او خواهد كرد و اگر بالفرض در سرالسر ، زن مرتكب فحشا بشود ، خود او تنها زانيه مىشود ، ولى شوهر و قبيلهء او متهم نخواهد شد و قانون جاريه مملكت هم موهون نمىشود .

[ عامل عقب‌ماندگى چيز ديگرى است ]

اين حرف حرّيّت زن ، منافى اسلام و مخالف اخلاق بشرى و مخرّب جامعهء بشرى است ؛ زيرا كه اگر مسلمان بودند ، مردم را دعوت به سياست مشتركهء اسلام مىكردند ؛ و اگر سياست ايران را طالب بودند ، بايست اسباب استخراج معدن و امثال او را تحريص نمايند و اسباب عودت فقراى ايران را به وطن اصلى خودشان فراهم سازند ؛ و اگر عاقل بودند بايست ايرانى را به حفظ جامعهء قوميت ترغيب نمايند ؛ و چون دشمن اسلام و ايران و معاند با ترقّيات نوع بشرند ، دعوت به اتفاق حيوانى مىكنند . علماى منطق و دانايان فن حقوق بشرى و ترقّىخواهان يك مملكت مىدانند كه آزادى زن‌ها نه علّت ترقّى و نه معلول آن و نه هر دو معلول علّت ثالثه است ؛ غرض اينها اين است كه مىخواهند در اين قضيه بخصوصه ، تقليد ملل متمدّنه كرده ، پاىتخت اسلامى را غير اسلامى بسازند . آبادى مملكت ابدا منوط به آزادى زن‌ها نيست و اين حرف به عداوت اسلامى و عقيدهء ملعونهء دهريه و
هامش
( 1 ) . عبارت در اصل ، چنين است .