بال است و بىعصمتى آن دولتى كه اين مجلس جزو قانون اين دولت - كه [ آن ] نيز دليل بىعصمتى و بىعفتى آن دولت است كه مىخواهد اين قانون بىعصمتى را رواج بدهد . ما با تمام قائلين به حرّيت زن و مدعيان كشف حجاب حماسه مىكنيم در خاصيت و صفت خلقى زن كه يد خلقت آنطور آفريده كه تخلّفپذير نيست و آن خاصيت در علم معرفة الحيوان مسلّم است كه ماده انسان شهوىتر از مادهء تمام انواع حيوانات است ؛ زيرا كه به حكم تجربه و مشاهده ، تقاضاى فحل در تمام حيوانات به جهت بقاى نوع و توليد امثال است ؛ لذا هريك ماده حيوانات در فصل معين جفتطلبى مىكنند ؛ همينكه فحل ديد و آبستن شد ، ديگر فحل قبول نمىكند . مثل بز و ميش صحرايى ؛ نرها جدا و مادهها جدا مىچرند ، مخلوط هم نمىشوند مگر در فصل ميزان كه موقع استفحال است ، دو دسته مخلوط [ مىشوند ] . پس از فحل تا سال آينده ، مادهها قبول فحل ديگر نمىكنند و نرها هم نزديك نمىشوند .
در هيچ يك از انواع حيوانات كامل الحيوانيهء پستاندارها ، مثل شتر و اسب و خر و گاو و گوسفند اهلى و وحشى و فيل و شير و ببر و گرگ و غيره ، پس از تخمگيرى تمكين از فحل ديگر نمىكند ، مگر پس از زائيدن و شير دادن بچهء خود در همان فصل معين . ولى مادهء انسانى كثير الشهوة و دارى شبق « 1 » زياد است . اگر محدود نشود و از طرف زوج يا قبيله و ديانت و قانون تحديد نشود از اول حمل تا وقت زاييدن لا ينقطع طالب فحل است . هيچ وقت منع نمىكند و با اشخاص عديده ائتلاف خواهد كرد . مؤانست زن با مردهاى عديده هم موجب اختلاف نسب مىشود و بچه او پدر معيّن نخواهد داشت ؛ همه روزه حرامزاده و ولدالزنا زياد مىشود و همه مبتلا به امراض عديدهء كثيفه مثل كوفت و شانگر « 2 » و سوزنك « 3 » و امراض مزاجى و جلدى خواهد شد و هم معاشرين آنها به اين امراض مبتلا شده ، بىاولاد مىشوند ؛ ولى اگر از طرف زوج و قبيله و ديانت و قانون محدود بشود ، در معاشرت خود آزاد نباشد ، البته اولاد او اولاد قانونى و شرعى و حلالزاده مىشود ؛ اگر مادهء نوع بشر مانند مادهء انواع ديگر ، پس از تخمگيرى فحل ديگر قبول نمىكرد ، بچهء او اگر حرام زاده بود ، پدر معين داشت ، ولى با حالت شبق مادهء انسان ، در صورت مفروضه اولاد او حرام زاده است كه پدر معين نخواهد داشت ، مانند بعضى از طوائف و اقاليم .
اين خاصيت طبيعى مادهء انسان علّت وجوب حجاب شده است در شرع اسلام . آنچه در علم معرفة الحيوان حكماى طبيعى با تجربيات چندين قرن فهميدهاند ، شارع اسلام همان
هامش
( 1 ) . ميل به جماع . شهوت .
( 2 ) . سفليس .
( 3 ) . سوزاك