تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
هواخواهى حرّيّت قاطر چموشى و سبعيّت گفته مىشود . و اگر گفته شود زن‌هاى بعضى از ملل ، موافق ديانت بىحجاب‌اند ولى محذورات مذكوره در آن نيست ؛ جواب اين است كه آن ملل مثل يهود و مجوس و برهمن و بودا و ارامنه حكم حجاب ندارند ، لكن زن‌هاى آن‌ها آزاد و مطلق العنان نيست بلكه در تحت مراقبت شوهر و قبيله و حكم ديانت محدودند ؛ چنانچه اگر زنايى در آن واقع بشود ، حدود ديانتى را جارى مىكنند . مثلا پس از تبيّن زنا هيچ يك از افراد ملت با آن‌ها مزاوجت نمىكند ؛ زن زانيه را كسى نمىگيرد و به مرد زانى كسى زن نمىدهد . همين جهت باعث قلّت فحشا است در آن‌ها . مع التأسف در ايران ابدا حد زنا جارى نيست ؛ فقط مسألهء حجاب است كه باعث تقليل زنا مىشود . اگر حجاب متهتّك بشود ، اكثر مرتكب اين عمل قبيح مىشوند و همه روزها بر تعداد ولدالزناها افزوده مىشود . فقط ملل متمدنه و متنوّرة الافكارند كه زن‌ها را حريّت مطلقه داده‌اند ، به حدّى كه ابدا اطمينان به اولاد آن‌ها نمانده ، ولى اعراب وحشى هنوز نسب ماديان و نژاد اسب‌هاى نجيب را دارند ؛ به حدّى كه [ اگر ] اسب عربى به ماديان يابو يا اسب يابو به ماديان نجيب جفت‌گيرى بشود ، آن تخم را از رحم ماديان بيرون مىآورند . تمدّن حاضر را با وحشيّت اعراب و عشاير ، اگر موازنه نمايند ، نتيجه اين مىشود : حفظ نسب اسب نجيب نزد عرب‌ها بيشتر از نسب قائدان سياسى و ديپلماتيك ملل متنوّرة الافكار [ است ] . اسب وحشى محفوظ النسب و شخص متمدن مختل النسب‌اند ( بعضى از اوراق ناشره طهران ملل متنورة الافكار را به ماديين و طبيعيين ترجمه كرده ، ما هم در همين پيكره تكلّم مىكنيم . ) بالاخره پيش‌آهنگان و موظفين در مدعاى خودشان اگر ثابت‌قدم و راسخ العزم باشند ، اختيار تامّه دارند كه زن‌هاى محارم خودشان را آزادى تامّه بدهند و حق تعرّض به زن‌هاى مردم ندارند و در مملكت اسلامى كه هزار و سيصد و سى و پنج [ 1335 ] سال است كه عفايف و مخدّرات با حجاب بوده‌اند ، حق اظهار اين رأى وحشيّت آثار دهريت را ندارند . حق حجاب ، از حقوق ثابتهء ديانتى افراد ذكور و اناث ملت است ؛ افراد ديگر بلكه مقامات رسمى هم حق مداخله ندارند . قانون مقدّس اسلام و عقل سليم به احدى رخصت جسارت و تعرّض به ناموس مسلمين را نمىدهد .

[ حرّيت حقوقى و حرّيت دينى ]

شخص منطقى ، اگر بىغرضانه تفكّر نمايد ، مىفهمد ، حرّيّت دو قسم است . يكى حريت حقوقى ؛ دويم حريت دينى . حريت حقوقى يعنى مختار بودن شخصى در حفظ مختصات خودش از جهات نفوس و اعراض و اموال به نحوى كه احدى نتواند بدون حكم شرع