به اسلام معمول به شده است . به حكم تجربه و مشاهدات پانزده ساله و به مقتضاى منطق سياست بشرى ، علت تنزّل و تدنّى ايران ، سدّ باب حرّيت حقوقى و فتح باب حرّيت دينى است كه در لسان شرع ، فتح باب كفريات و در لسان حدود بشرى ترويج حرّيت قاطر چموشى است كه ما در رسالههاى عديده تصريح به آن كردهايم .
[ مراد واقعى حاميان حرّيّت نسوان ]
به عبارت ساده ، قضيه را بهطور دوران و ترديد ذكر مىكنيم . مراد حاميان حريت نسوان يكى از چند امر بايد باشد :
اول بىحجابى زنهاى مسلمين مانند زنهاى ملل ديگر ؛
دويم كار كردن زنهاى آنها مانند زنهاى اقوام ديگر ؛
سيوم تربيت زنهاى مسلمين ؛
چهارم حرّيت تامّهء آنها ، چنانچه در بعضى از ملل متمدّنه ديده مىشود .
اگر مراد اولى باشد ، مسلّما اگر زنهاى مسلمين شش قسمت بشوند ، پنج سدس آنها ، دهاقين و عشايرند كه همه بىحجاباند و از صدر اسلام هم ديدن و عادت همين بوده و در اخبار اشاره به آن شده كه اگر آنها را منع كنى ، ممتنع نمىشوند . « 1 »
دوم ؛ اما نسبت به مقام دوم بر حسب عادات ، همهء آنها مشغول كار هم بودهاند . از قبيل قالى و قاليچه و خرسك و گليم و پلاس و جواب و دستكش و گيوه و آجوده « 2 » و رشتن پنبه و پشم و ابريشم و دوختن البسه و لحاف و توشك و متكاء و شستن رخت و غيره و دوشيدن شير گاو و گوسفند و پنير و ماست و لور « 3 » و كشك و كره و روغن و سرشير و دوغ و پاك كردن گندم و جو و بلوط و ذرّت شستن و آرد كردن و خمير و نان پختن و همه قسم طبخ خانه و شيره پختن و كشمش خشك كردن و مربيات و ترشىآلات ساختن و همهء كارهاى زنانه به عهدهء آنها بوده . هيچگاه بيچارهها بيكار نبودهاند ؛ بلكه اكثر اين زنها در كار مردها شركت مىكنند ؛ از قبيل هيزمكندن و علف چيدن و غلّه درو كردن و گلكارى كردن و امثال اينها ؛ چنانچه محسوس است و اگر كارهاى تازه پيدا شد ، قطعا پنج سدس از زنها با مردها مشغول كار خواهند شد و آن يك سدس محتجبات هم هريك در خانهء خود كارى دارد يا كارخانه يا دستور زيردستان .
هامش
( 1 ) . حديث موردنظر چنين است : لا بأس بالنظر الى شعور نساء اهل تهامة و الاعراب و أهل البوادى من أهل الذمة و العلوج ، لأنهن اذا نهين لا ينتهين . من لا يحضر ، ج 3 ، ص 469 ؛ علل الشرايع ، ج 2 ، ص 565
( 2 ) . نوعى پاىپوش .
( 3 ) . مادهء پنيرى برگرفتهء از شير بريده كه با شير يا شكر مىخوردند