سببى جز عداوت [ با ] شرع اسلام براى اين شطحيات پيدا نكردهايم . هزار سال متجاوز است كه ملل ديگر در تخريب اسلام كوشش بليغ كردند و نايل نشدند ؛ ولى در اين پانزده سال دورهء تجدّد ، همان غرض هزار سالهء اعادى اسلام به دست مسلماننماهاى عصر ما جارى شده و مىشود . از اسلام نعش شدن را آموختهاند ، لكن شبيهگردانى و نسخهخوانى را ياد نگرفتهاند ، همگى به خواب غفلت غنوده ، تنبلى و كاهلى را عذر سكوت قرار داده ، از مجاهدت دينى تقاعد ورزيده مىشود با آنكه امروزه موافق براهين منطق سياسى ، حفظ قوميت و صون فصل مميّز ايرانيت ما ، به ناحيهء شرع اقدس منوط است . در نگاهدارى اين فصل مميّز اداى تكليف نشده ، بيت المعمور دنيا و آخرت خودمان را كه شرع اسلام باشد ، به دست خودمان خراب و به ذلّت اسارت و عبوديّت ديگران تسليم مىشويم . و اگر به لسان منطق گفته شود ، اين قرن مشؤوم كه ما در آن زندگانى مىكنيم ، محسوس است كه ايران دشمنى غير از خود مسلمانان ندارد ؛ نتيجهء اين بيان حسى و منطقى ، پس از قرونى به احفاد ما متّضح مىشود .
[ اختلال بنيان متين حفظ نسب معلول حرّيّت زن ]
شبههاى نيست كه اساسا دو نوع عقيدهء ثابته در ميان نوع بشر بوده [ است ] . يكى عقايد دهريت است . موافق علوم جديده ، دورهء انسانى زياده بر بيست الى صد هزار سال است .
چندين هزار سال ، انسان در حالت توحّش در جنگلها و غارها مانند حيوانات زندگانى داشت . قانون مزاوجت ياد نداشتند . تقريبا هفت هزار سال است جمعى در اقاليم كثيره اظهار نبوّت كرده ، انسان وحشى حيوان خوى را به قانون ديانت دعوت كرده ، فى الجمله حقوق و حدودى كامل يا ناقص منتشر ساخته تا به عصر ما رسيد . در حقيقت ، دهريت كهنه پرستى و ديانت نوپرستى است .
مسلما قانون مزاوجت و حفظ و تحرّز از فحشا و جعل حدود مناكحت ، از اهم مقاصد انبيا و حكماى الهى بوده و عمده فايدهء آن نظم دنيا و ترقّيات و استكمالات بشر بوده [ است ] . نظر به اينكه انسان بالطبيعه هرچه زحمت در آبادى دنيا بكشد براى خود و اولاد خودش است ؛ اختلال بنيان متين حفظ نسب [ كه ] معلول حرّيّت زن است ، اول قدم توحّش و دهريّت و بربريّت انسان خواهد بود . حرّيت زن در دول صنعتگر راقيه ، اوّل قدم برجسته تمدّن و ترقّى است . قدم دوم برجسته ، رقص مجلس بال زن و مرد اجنبى است و قدم برجستهء سيم ، اين است كه هريك از رقّاصان در حركات رقص ، پاى خود را بگزارد ميان دو پاى ديگرى . اين سه قدم برجسته به حكم ديانت و عقل سليم ، برهان قطعى عدم اطمينان به صحّت نسب رقاصان است . و يك قدم خيلىخيلى برجسته ، بىشرفى اعضاى مجلس