واجب و حتم است . آنچه نقل شد از آيات الهيه و اخبار معصومين ، در صحّت صدور اين حكم از صاحب ديانت اسلام - عليه افضل الصلاة و السلام - كافى است . در هيچ زاكون « 1 » و قانونى براى اثبات يك حكم ، عبارتى صريحتر و وافىتر از اين نيست . سزاوار نيست احدى از مسلمين و غير مسلمين پس از اين بيانات واضحه ، شكّ در صدور اين حكم بكند .
فصل دوم سيرهء عمليهء قطعيه
به اين تقريب كه شبههاى نيست [ كه ] طوايف مختلفه از مسلمانان ، مثل هندى و چينى و تركستان و افغانى و ايرانى و عثمانى و مصرى و تونسى و حبشى و فاسى و يمنى و جبلى و شامى و جزائرى و مراكشى و جاوهاى و قفقازى و تاتار و غيره ، در امور عاديهء خودشان با يكديگر كمال اختلاف را دارند ، از قبيل زبان و لباس و عادات و رسوم ضيافت اكل و شرب و آداب مناكحات و اثاث البيت و خانهدارى و غيره . در اين امور عرقيه با هم اتفاق ندارند ؛ ولى در نماز پنجگانه و صوم رمضان و حج ، با هم اتفاق دارند . اتفاق در اين احكام دليل قطعى است كه اينها تلقّى از يك مبدأ شده كه شرع باشد . همهء فرق با اختلاف السنه و عادات در اين مبدأ شريكاند و همچنين نقاب گرفتن زن و احتجاب حرائر و محترمات نسوان اسلامى در جميع كرهء ارض يك نحو تطابق دارند ؛ يعنى طوايف مختلفهء مسلمانان با اختلاف السنه و عادات عرفى بلكه با عداوت مذهبى با يكديگر ، در احتجاب و تنقّب محترمات اتّفاق دارند ؛ اگرچه در كيفيت لباس و گرفتن صورت هم فى الجمله اختلاف داشته باشند ؛ مثل نقاب يا روبند يا مشبّك داشتن چادر يا به پارچه آويختن و امثال اينها كه اگر كسى در مجامع اسلامى مانند مكهء معظّمه و مدينهء طيّبه در وقت حج يا در عراق عرب كه مشهد فرق اسلامى است ، در موقع زيارت حاضر باشد ، مىبيند كه همه فرق اسلامى با اختلاف السنه در جهات شرعيه اتّفاق دارند ؛ مانند صوم و صلات و حج ؛ و همچنين همهء فرق اتفاق دارند در احتجاب مخدّرات و محترمات ؛ لكن به اشكال مختلفه . اين تطابق ، انحصار به عصر ما ندارد بلكه بر حسب تاريخ ، در هر قرنى از قرون اسلامى بوده كه مورّخين ضبط نمودهاند ؛ مثلا خيزران مادر هارون الرشيد و زبيده خانم ، زن هارون و سيده خانم زن مجد الدوله و مادر فخر الدولهء ديلمى و غير اينها كه در ايام حكمرانى خودشان از پشت پرده با وزراء و اعيان مكالمه مىكرده ، فرمانروايى مىنمودهاند و اگر اين حكم مسلّم نبود ، زنهاى حكمران در مسلمانان بايست مانند زنهاى حكمران ملل ديگر بىحجاب و بدون پرده مشغول حكمرانى باشند . پس ، از عهد ما تا به قرن سعادت اسلامى كه ظهور
هامش
( 1 ) . به معناى قاعده و قانون و رسم .