مخالف قانون مقرّره است شده و سلوك طريقهء فحشا را كه فتح باب حيوانيّت صرفه است ، مستحق كيفر قرار داده تا حفظ نسب كه عادات حيوانات و بهائم است ، مرتفع شود ؛ ولى در قوانين بعضى از دول كه مبتنى بر حرّيّت حيوانيه است ، مخالف اين قانون شده ، تخمگيرى را در انسان مثل ساير حيوانات وحشيه قانونى كردهاند كه انسان را از وحوش و حشرات امتيازى در حفظ نسب نباشد .
پس از آنكه مسلك شرايع انبيا و مسلك قوانين دهريه و دول معلوم گرديد ، گفته مىشود كه حجاب زنها در مسلك نبوّات از احكام متينه و از آداب جميلهء حسنه است ؛ زيرا كه كشف حجاب نسوان يكى از اسهام شيطان و طرق شهوترانى است و احتجاب و تنقّب از موجبات عفّت و سدّ باب شهوت حيوانى است . هركس به مسلك انبيا و الهيين مأنوس باشد ، مىداند كه طرق فساد اخلاق و حيوانيّت را به قدر ميسور مسدود كردهاند ، طرق قانونى را مفتوح داشتهاند كه اعمال مقتضيات خلقت و طبيعت شدهباشد و هم مردم را سوق به حيوانيّت و وحشيّت نكرده باشند به جد وافى ممنوع داشتهاند . عمده همين حريّت حيوانيه است كه قوانين دول مطلوب عامّه شده و قوانين انبيا كمكم متروك مىشود .
ايرادى كه به مسأله حجاب شده ، موافق مسلك الهيين نيست . منشأ اين ايراد ، انس به قوانين دول است كه هيچ نظر الهى در آنها نيست و يا اعتقاد به دينى غير دين اسلام است و زمرهء الهيين ؛ حسن طبيعى و تماميّت اين حكم را از بديهيّات اوّليه و مسلّمات فرقهء الهيين مىدانند و حاكم او را از آلايش دنيوى منزّه و مبرّا مىدانند ؛ خاصه در شرع اقدس اسلام با آن توسعهء قانونى كه در باب مزاوجت داده شده ، اينگونه شنايع كه سدّ باب حفظ نسب و فتح باب فروسيت و وحشيت است ، واجب الدفع مىدانند [ و ] حوزهء اين آزادى را [ از ] آلايش اعتراضات پاك و منزّه مىشمارد .
پس از اين بيانات واضح شد كه اعتراض از حلقوم عالم اسلامى نيست ؛ تنطّق به آن ايراد كه به نظر الهيين از هذيانات است ، دليل است يا به دهريّت گوينده يا به عداوت دين اسلام يا به حماقت و بلاهت آن . موافق منطق اديان و قوانين هركس داناى مسلك الهيين و دهرين شد و اساس كليه اين دو طريق را از همديگر تمييز داد ، جزئيات اعتراضات و مصاديق ايرادات هريك متّضح مىشود ؛ يعنى خود كلام منشأ صدورش را نمايش خواهد داد ، بدون ملاحظهء خصوصيات متكلم ؛ به اين لحاظ گفته شد كه مورد در مسألهء حجاب ، يا دهرى است يا اساسا منكر اسلام است يا عوام بحت بسيط احمقى است كه قابل اعتنا نيست .
بلى اگر كسى اساس نبوّت را به برهان ابطال كند و حسن عقلى و ملاحت منطقى اين
هامش
عبارات ديگر : همان ، ص 12 ، مستدرك ، ج 14 ، 482 ، 483