يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
؛ « 1 » لغت قواعد ، زنهاى مسنّه كه از اولاد حيض ماندهاند اظهار زينت كردن است به تكليف ؛ « 2 » يعنى زنهاى پيرى كه مزاوجت آنها مرغوب نيست ، باكى نيست كه جلباب و خمار بيندازند ، دست و روى باز نمايند ، در حالىكه قصد آنها اظهار زينت و جلوهگرى نباشد ؛ و اگر در حال پيرى هم جانب عفّت اختيار نمايند ، براى آنان بهتر است ؛ زيرا كه خداوند شنونده و داناست .
اين آيهء شريفه هم صريح است در اينكه زنهاى سالخورده كه اميدوارى به مزاوجت ندارند و اسير شهوت نيستند ، حجاب و تستّر آنها واجب نيست ؛ زيرا كه زنهاى مسنّه مطيع شهوترانى نيستند بلكه اگر آنان دست و روى باز باشند ، باكى نيست و اگر تستّر عموم نسوان حتمى نبود ، پيرزنها مورد اين تكليف نمىشدند و اختصاص بىحجابى موجب امتنان آنان نمىشد با آنكه آيهء شريفه از آيات امتنانيه است ؛ پس رفع اين تكليف از پيرزنان بخصوصها ، برهان است بر ثبوت تكليف براى زنهاى جوانى كه مطمح نكاح و التذاذند . به علاوه ، اگر آيهء حجاب نبود و زنهاى مسلمانان مانند زنهاى ملل و قبايل ديگر بودند ، تخصيص اين حكم به پيرزنان معنى نداشت ؛ زيرا كه همهء زنها اگر بىحجاب بودند ، اختصاص وضع ثياب به قواعد از نساء بىمحل بود . كلّا و حاشا من كلام الله كه مناسبت مقام فوق العاده را كه ملاك بلاغت كامله است ، مراعات ننموده باشد . « 3 »
باب دوم در اخبارى كه دلالت بر تحجّب زن مىكند
وسائل فى كتاب الحج : عن أبى عبد الله ، عن أبيه عليهما السلام ، قال : المحرمة لا تتنقّب ، لأنّ احرام المرأة فى وجهها و إحرام الرّجل فى رأسه . « 4 » صادق عليه السلام فرمود : زن محرمه نقاب نمىاندازد ، زيرا كه احرام زن به صورتش است و احرام مرد به سرش . بديهى است كه مسلمين از صادع اسلام تلقّى كرده بودند نقاب انداختن زنها را ؛ و اين حكم مسلّم و حجاب معمول به بوده كه در احرام حج ، زنها مأمور شدند كه نقاب نگيرند ، روى باز باشند و مردها مأمور شدند كه سربرهنه باشند ؛ چنانچه مردها بالطبعه سر را مىپوشانند ، بايد در حال احرام سربرهنه باشند . همينطور زنها كه در غير احرام رو پوشيدهاند ، بايد در حال احرام روى باز باشند . و اگر اين حكم از شرع مسلّم نبود ، اين روايت وجهى نداشت با آن
هامش
( 1 ) . نور ، 60
( 2 ) . چنين است عبارت اصل كتاب .
( 3 ) . در اينجا اين جمله آمده كه مربوط به متن نبايد باشد : و جملهاى از آيات و احاديث صحيحه و فتاواى اجماعيه مصداق نداشت . احتمال مربوط به چند صفحه بعد است كه آن با كروشه در متن آوردهام .
( 4 ) . كافى ، ج 4 ، ص 345