تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
حكم را كه كمتر فايدهء آن حفظ نسب و صون قوميت است ، انكار نمايد و اختلاط نسب را كه از خواص وحوش و حشرات الارض است ، مضرّ به عالم انسانيّت و تعالى رتبهء بشريت بداند ، اين اعتراض را مسلّم و صحيح خواهد دانست .

[ اعتراض به حجاب ، اعتراض سياسى است ]

فذلكه : طبيعى [ چنان است كه ] در اين دورهء تجدّد كه دورهء تبديل احكام و حملات اهل اديان است به اساس متين دين قويم اسلام ، در مسألهء حجاب كه از آداب حسنه و مسلك جميل اسلامى است ، اعتراض سياسى نموده‌اند . و حاصل آن اعتراض ، مقايسهء حالت كنونى ايران است به بعضى از دول غير اسلامى به عنوان تمدن و تعالى در رشتهء صنايع و تمدن و مكنت به اين تقريب : چون در آن دول به‌طور عموم زن‌ها مشغول كسب‌اند و اشتغال به كسب با حجاب و مستور بودن و روى گرفتن موافق نمىشود ، ما هم بايد مثل آن‌ها ، زن‌ها را بىحجاب بكنيم و مادامى كه حجاب زن‌ها هست ، ما صورت تعالى و تكامل را نخواهيم ديد . از روى همين اساس سياسى بود كه در بعضى از مجامع مضرّه به‌طور علنى كشف حجاب نسوان عنوان مىشد . جواب از اين قياس هين بىاساس يا كلام مشعوذ « 1 » بىقياس به وجوهى است : اوّلا بر حسب قواعد مذهبى نيست ؛ پس بىحجابى زنها در آن ملل از شؤونات مذهب است نه از احكام قانون دولتى كه بر حسب افكار اشخاص جعل شده ؛ پس مقايسهء احكام الهى بر محصولات فكريهء اشخاص غلط ديگر است . ثانيا بر حسب تاريخ قبل از ترقّيات دول و پيش از اتحاد كارخانجات و شركت‌هاى عمومى و صرافىهاى ملى ابدا زن‌هاى آن‌ها مشغول اين نحو كارها نبوده‌اند ؛ زيرا كه سالبهء به انتفاء موضوع بوده و مع‌ذلك صورتشان باز بوده . پس از آن‌كه دولت ، ايجاد اين دواير عمومى را كرد و مردها به قدر كفايت نبودند ، و چون [ در ] اقليم بارد ، زن بيشتر از مرد است و زن‌ها هم مذهبا محجوبه نبودند ، بالطبيعه مشغول شدند ؛ يعنى چون دولت ترقّى كرد ، مردها همه مشغول كار شدند . كار زياد بود ؛ قهرا زن‌هاى بىحجاب مشغول كار شدند ؛ چنان كه در عشاير و دهات اسلام است نه آن‌كه بىحجابى زن‌ها اسباب ترقّى و تكامل آن دولت شد . مثلا اسباب ترقى دولت ، استخراج معادن و توسعهء فلاحت و بسط سكة الحديد [ راه آهن ] و ايجاد كارخانجات و غيره است . آيا هيچ ذى شعورى مىتواند بگويد كه كشف
هامش
( 1 ) . مشعبذ .