كه روايت معمول به و مفتىبه است .
قال ابو عبد الله عليه السلام : المحرمة تسدل الثوب على وجهها ؛ « 1 » محل دقّت است .
حضرت صادق عليه السلام فرمود : زن محرمه لباسش را مىآويزد به صورتش . عن ابى عبد الله عليه السلام ، قال : مرّ ابو جعفر بأمرأة متنقّبة و هى محرمة ، فقال : أحرمى و أسفرى و أرخى ثوبك من فوق رأسك ، فإنّك ان تنقّبت لم يتغيّر لونك ، فقال له رجل الى أين ترخيه ؟
قال : تغطّى عينيها . « 2 » ترجمه : حضرت صادق عليه السلام فرمود : گذشت باقر عليه السلام به زن نقابدار محرمه و فرمود : احرام بينداز و رويت را باز كن و لباست را از بالاى سرت بياويز ( مانند سايهبان ) زيرا كه اگر نقاب بگيرى ، رنگت تغيير نخواهد كرد . مردى عرض كرد تا كجا لباس را بياويزد ؟ فرمود : چشمهايش را بپوشد .
پس جميع اخبار احرام صريح است در اينكه نقاب گرفتن زن از صدر اسلام ، پس از نزول آيات مزبوره از احكام مسلّمه بوده ، مگر در احرام كه مستثنى است و اگر عادت زنان اسلامى نداشتن حجاب بود ، اين اخبار و امثال آنها كه در باب حج است ، همگى لغو و عبث بود . محرم بودن زن در صورتش با بىحجابى زنها ابدا معنا ندارد .
فى كتاب الصلاة : عن سماعة ، قال : سألته عن المرأة تصلّى متنقّبة . قال : اذا كشفت عن موضع السجود فلا بأس به و ان أسفرت فهو أفضل . « 3 » سماعه گفت : از امام عليه السلام پرسيدم از زنى كه نماز مىخواند با نقاب . فرمود : اگر موضع سجده را باز كند ، باكى نيست و اگر تمام صورت را در نماز باز كند ، بهتر است . از امثال اين روايات مستفاد مىشود كه نقاب گرفتن زن از مسلّمات دين اسلام بوده . اين است كه در احرام و نماز مورد سؤال شده كه آيا نقاب مانع از صحّت آنها هست يا نه ؛ و امام در جواب به آيهء
إِلَّا ما ظَهَرَ
تمسّك نفرموده است ، بلكه فرموده است اگر موضع سجده را باز كند ، باكى نيست .
اصبغ بن نباتة ، عن امير المؤمنين ، قال : سمعته يقول : يظهر فى آخر الزّمان و اقتراب السّاعة و هو شرّ الأزمنة نسوة كاشفات عاريات متبرّجات من الدين ، داخلات فى الفتن مايلات الى الشّهوت مسرعات الى اللّذات مستحلات للمحرمات فى جهنّم خالدات . « 4 »
ترجمه : اصبغ بن نباته گفت ، شنيدم از امير المؤمنين كه فرمود : در آخر الزمان و اقتراب ساعت كه شرّ زمانها است ، ظاهر مىشود زنهاى روى باز بىحجاب كه از دين بيرون
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 344
( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 344
( 3 ) . تهذيب ، ج 2 ، ص 230
( 4 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 390 ( حديث را مطابق آنچه در منبع آمده ، آورديم ) . وسائل ، ج ، 20 ، ص 35 مكارم الاخلاق ، ص 201