تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
آفتاب خاتمى باشد ، تمام زن‌هاى انصار و مهاجرين ، پس از نزول آيات مزبوره ، متّفقا محتجب گشته ، صورت خودشان را گرفتند و از آن وقت اين حكم مستمرا و يدا به يد ، تا حال معمول به بوده و هست بالضرورة و انكار اين حكم انكار ضرورى دين و با اختلاف فهم توأم است و با خبط « 1 » قرين ؛ بالضرورة اين تطابق اعمال طوايف مختلفه ، با تعاقب و توالى قرون كثيره و اختلاف امكنه و السنه ، با عمليات دورهء صادع اسلام ، برهان قطعى است كه اين حكم از آداب جميله و عمليات مليحهء دورهء اسلامى است ، هيچ شبهه‌اى در صدور آن از شارع اسلام نيست و خدشه در صدور اين حكم از امراض دماغى و از اختلالات فكرى است كه عقلا قابل اعتنا و اعتماد نيست . ادلهء لفظيهء صريحه با سيرهء قطعيه ، در تماميت اين حكم كافى است . در رشتهء اطاعت و انقياد ، تصريحات قانونى محكم‌تر از اين نيست و اين چند دليل كه از آيات و اخبار و سيرهء قطعيه نقل شد ، هريك در مقام قانون‌گزارى كافى است . فضلا از مجموع اينها ، اگرچه آيهء حجاب سه كلمه است :
يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ
، يعنى لباس روئين را كه همهء بدن را مىپوشاند ، او را بيندازند روى جبهه و صورت . و كلمهء
عَلَيْهِنَّ
شامل است تمام بدن و صورت را . آنچه مذكور شده از نقطه‌نظر حكم قانونى است ؛ ولى از نقطه‌نظر اخلاق الهى مطلب به مراتب دقيق‌تر و بالاتر از اين است به حيثى كه فتح باب شهوت و غضب در آن نظر از توابع كفر و الحاد محسوب مىشود .

فصل سوم در حكمت [ حجاب ]

اما فلسفهء عقلى اين است ؛ چنانچه قبلا اشاره شدهء در احكام شرايع الهيه يك رشته از آداب عبادات و اخلاق هست كه با قوانين دول طبيعيه بينونت دارد ، چنان‌كه علم اخلاق مستنبط از نواميس انبياء بينونت تامّه دارد با اخلاق حكماى طبيعيّه كه در اين عصر انتشار يافته ؛ زيرا كه غرض انبياء سدّ باب دهريّت و وثنيّت و صون طرق فساد بوده ؛ ولى در قوانين دول ، در تحت عنوان حريّت نوع بشر ، عقايد دهريهء و طبيعيه آزاد شد ؛ و همچنين در باب مزاوجت كه قانون تمايلات طبيعى ذكور و اناث است در شرع اسلام از طرفى به واسطهء تعدد زوجات توسعه داده شد كه به هيچ مسلمانى ، نوبهء ارتكاب فحشا نمىرسد . قال على عليه السلام : لو لا نهى عمر لما زنى الّا الفاجر ؛ « 2 » و از طرف ديگر ، سدّ باب شهوت‌رانى حيوانى كه
هامش
( 1 ) . در اصل : خبل . ( 2 ) . روايت امير مؤمنان چنين است : لو لا أن عمر نهى عن المتعة ما زنى فتياتكم هؤلاء ؛ مستدرك ، ج 14 ، ص 483 . و روايت امام صادق عليه السلام : لو لا ما نهى عنها عمر لما زنى الّا شقىّ ؛ وسائل ، ج 21 ، ص 11 و به