مكالمه مىنمودند ، پس از نزول آيات حجاب ممنوع شدند از عادات جاهليت و مأمور شدند كه به آداب جميلهء اسلامى عمل نموده ، از پس پرده سؤال نمايند .
شأن نزول اين آيه . اگرچه به ظاهر اختصاص به زوجات طاهرات دارد ، ولى چون غالبا مورد از قبيل مثال و اتفاقا محل ابتلا شده است ، مانعى از شمول و سريان حكم به ساير زنها ندارد . و نيز علماى اسلام ، اين حكم را از مختصّات زوجات طاهرات و از تكاليف منحصر آنها ندانستهاند و تخصيص هم دليلى ندارد . پس اين آيه هم مؤيّد آيهء سابقه است كه اجمالا زنها در اسلام محكوم به يك نحو حجاب و تستّر شدند بر خلاف عادات جاهليت و اقوام ديگر از اهل اديان ؛ حتى بعضى از اصحاب ، از اين آيه متأثّر شدند به اين كه ، چرا بايد ما با دختر عمو و عمّه و دايى خودمان از پشت پرده سؤال و جواب نماييم ؛ چون از اين آيه وجوب حجاب و تستّر فهميدند ، اعتراض كردند ، نظر به فهم اهل لسان ، اين آيه ، مستقلا دليل بر وجوب حجاب زنهاست . ذيل آيهء مباركهء
« ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ »
هم مؤيّد تعميم حكم است ؛ زيرا آنچه در تنظيف و تطهير قلوب مدخليّت دارد ، امر به آن از وظايف نبوّت است ؛ زيرا كه علّت بعثت ، استكمالات نفوس بشرى است به تنزيه قلوب و تخليهء آن از صفات بهيمى حيوانى . در صورتى كه مسلمين و مسلمات اصحاب نبى با استفاضات حضورى از آفتاب سعادت اسلامى و با آن ترقيات ايمانى ، استتار و احتجاب زن از مرد ، باعث تطهير قلوب آنها بشود ، در سايرين كه از سعادت ايمان حضورى بىبهره بودند ، احتجاب زن از مردم ، بيشتر موجب تطهير قلوب آنها خواهد بود ؛ هرچه باعث صفاى قلب و صدق و زبان و حسن عمل باشد ، امر به آن در شريعت واجب است .
آيهء سوم در سورهء مباركهء نور :
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
؛ « 1 » لغت الغض نقصان است .
ابداء اظهار كردن . خمر مقنعه پارچهاى ساتر زنها . جيب كنايه از سينه تا زير گردن . بعل شوهر . ارب حاجت .
شأن نزول : زنهاى دورهء جاهليت عادتشان اين بود : مقنعه و چارقد را پشت سر
هامش
( 1 ) . نور ، 30 - 31