مظاهر آن مانند « قمارخانهها و شرابخانهها و فاحشهها و تماشاخانهها ، اگرچه متجدّدين به نمايش اخلاق شهرت مىدهند » است . نتيجهء پديدهء تجدد در ايران آن بوده است كه « حرّيت حقوقى كه حافظ حدود و حقوق اشخاص است متروك و به جاى آنها آزادى دينى نسبت به اسلام معمول به شده است » . به نظر وى و بر اساس تجربهء پانزده سالهاش « علت تنزّل و تدنّى ايران ، سدّ باب حريت حقوقى و فتح باب حريت دينى است كه در لسان شرع فتح باب كفريات و در لسان حدود بشرى ترويج حريت قاطر چموشى است » .
خرقانى در نهايت به بررسى اهداف طالبان آزادى نسوان پرداخته و احتمالات مختلف را مورد بحث قرار داده است . نخست كار كردن زنها در بيرون منزل است كه به نظر وى ، در خود ايران ، براى قرنها ، بيشتر جمعيت زن ايران در روستاها مشغول به كار بودهاند . اگر مقصودشان اين است كه حجاب مانع از تعليم و تربيت زن است ، اين نيز انديشهء باطلى است ؛ براى اينكه آموزش زنان با حجاب آنان منافات ندارد ، چنانكه در تمدّن اسلامى از اين قسم زنان فراوان بودهاند . وى به اين قبيل متجدّدين توصيه مىكند كه عجالتا امكانات موجود را صرف آموزش و تربيت اكثريت بيسواد مردان بكنيد ؛ پس از آن در انديشهء زنان باشيد ، چرا كه « بالضروره ، مرد هر خانواده كه تربيت شد ، زن آن خانواده بالتبع تربيت خواهد شد » . وى معتقد است كه اين قبيل اهداف ، بهانه است ؛ اهداف واقعى طالبان رفع حجاب ، هتك ناموس اسلام ، نشر دين جديد ضد اسلامى ، رواج التذاذات حيوانى از عفايف مسلمانان ، و توليد و تكثير ولدالزنا در مملكت اسلامى است . آنچه مهم است نه نشر اين قبيل افكار در جامعهء اسلامى ، بلكه « تقصير جامعهء ديانت و ضعف عقايد مسلمين است كه به كلى از احساسات نوعى دين نگاهدارى عاريند » و نمىتوانند در برابر اين قبيل افكار از دين مبين حمايت كنند . به راستى انسان مىبيند كه گويى شيخ فضل الله زنده شده و منادى دفاع از شريعت شده است ؛ يعنى يك روحانى مشروطه خواه دوآتشه ، پس از پانزده سال دريافته است كه تمام آن تلاشها عملا به همان جايى ختم گشته است كه شيخ فضل الله از پيش نسبت به آن هشدار داده بود .
دربارهء رسالهء حاضر
رسالهء كوتاه حاضر در شعبان المعظم 1351 ق / آذر 1312 ش به چاپ رسيده است ؛ اما تاريخى كه در پايان آن به عنوان سال تأليف آمده ، و يكى دوبار در متن كتاب نيز از آن ياد شده ، سال 1335 ق / 1295 - 1296 ش و تاريخى كه تاريخ امضاى كتاب توسط وزارت معارف است ، سال 1300 ش / 1339 - 1340 ق است . بنابراين پيداست كه رساله دستكم نه سال پيش از سلطنت رضا خان نوشته شده و هفت سال پس از سلطنت وى به چاپ