اين پريشانى و فقر و فاقه و تحمّل زحمات شاقّه كه يك زن شرقى ، خاصّه مسلمان به آن مبتلا است ، از جهل و بىاسبابى و رضاع و بچهدارى و بىخوابى ، كسب معاش ، پختن و دوختن و شستن و خدمت به خانه نمودن ، خدمت شوهر جاهل به حقوق زن بر مرد و مرد بر زن ، و علاوه بر آن در قراء و باديه از گوسفندچرانى و مدد زرع و حرث و نان پختن و رشتن و بافتن و . . . فقط به واسطهء يك دله بودن و تمرّض الفت با زوج كه از بركات حجاب و منع آميزش با اغيار است ، زنان مسلمانان را ، هزار يك زنان اروپا از زير بار شوهردارى و خانهدارى ؛ يعنى حفظ ناموس تناسل با آن رفاهيتى كه امروزه اروپا دارد ، از ثروت و حفظ صحّت و نظم و نسق زندگانى ، و وسعت نطاق كسب و معيشت و فراهم نمودن مردان همه قسم موجبات آسايش زنان را خارج ننموده است ؛ و با اين تلفات مفرطه ، آسيا و آفريقا به واسطهء نداشتن حفظ صحّت و جهل و نادانى و نداشتن كفيل اجتماعى ، يعنى سلطنت عالمه ، رعيتپرورى و بلديهء خيرخواهى و سوسيتيه ( انجمن ) ايتامنوازى و مريض خانههاى زنانه براى زاييدن و پرستارى زنان بىپرستارى و شيوع امراض مهلكه مثل آبله و غيره ، معذلك كلّها ، تناسل و تزايد مسلمانان چندان تنزّل نكرده كه ضربالمثل شود ؛ مثل ملّت فرانسه كه به واسطهء بىحجابى و آزادى و سهل الوصول بودنشان ، مردان را از تحمّل ازدواج انداخته و زنان را از تفرّد شخصى واحد و ساختن به خوب و بد آن ، بلكه اگر معيار تناسل مملكت اروپا باشد با اين مهالك مذكوره ، تناسل مسلمانان و آسيا به آن معيار موازنه مىكند ؛ و اگر فىالجمله حفظ صحّت بشود ، تضاعف از اروپا تزايد خواهند رسانيد ؛ و مسلّما با مساعدت حفظ الصحّة البته در تكاثر ضربالمثل مىشديم به بركت حفظ قانون ازدواج كه محفوظيّتش منوط به حفظ حقوق اختصاصى ، اينكه محفوظيّتش منوط به حجاب و نفع تبرّج و آميزش با اغيارات [ است ] مسلّما ؛ و علاوه بر آن اين قسم آزادى و خودسرى ، ضررهايى دارد به عالم اجتماعى كه اقوام حيّه را هلاك كرده ، چه به شهادت تاريخ مبرهن است كه بسيارى از ملل و قرون سالفه ، به سبب ميل مفرط به زنان هلاك شدهاند ، بلكه فلسفهء تنزّل و انحطاط تماما ميل مفرط به زنان است ؛ زيرا كه علّت راحتطلبى و انصراف از وظايف ملكى مىشود ؛ و قهرا منتهى به مرعوبيّت شده از حقوق مسلّمهء خويش باز مىماند ، و تعب مدافعه را نمىخواهد تحمل كند . واى به آن روزى كه امر سياست مملكتى يا قومى در دست اين لعبتهاى طبيعى افتد و سياست با شهوت مشوب گردد كه چه قسم تقهقر سوق خواهد داد و فوز زنان به اين مرتبهء آزادى يعنى دخولشان مستقيما به سياست يا به امر سياست و ادارهء امور اجتماعى فرضا ترقّى در طباع زنان آورد .
در صورتى كه عالم مستغنى از كفالت و دخالت ايشان است ، زيرا كه نوعى ديگر براى كفايت آن امر به وضع اكمل مهيّا هستند و بسيار محتاج است عالم به زنان ، به وظائف
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص١٢٧