تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
مانع آميزش خودسرانه و انس با مردان بيگانه است ، اخلاقا و عقلا لازم و واجب است و تمحّض الفت و يك دله بودن زوجه و جمعيّت حواس او به خانه‌دارى و خشنود بودن او به همان زندگانى شوهر خويش ، با زشتى و زيبايى و فقر و دارايى ، مايهء نظام خانوادگى و اهتمام دلسوز و حافظ نسل و مانع اختلاط مياه كه مايه فساد است ، مىباشد . پس قانون حجاب و منع تبرّج را نظر به آن امور كه بنيان آبادانى و مدنيّات است ، لزوما بايد تصديق كنيم ، بلكه به غير آن ميسّر نمىشود . پس حجاب حافظ حقوق و از احكام اخلاقى است و آنان كه آميزش با مردان را مايهء رشد زنان مىدانند ، و بدان ملاحظه با حجاب مخالفت مىورزند ، بر فرض تصديق به آن نظر ، آيا شوهر و مردان خانواده و برادران و اقربا و محارم كه اگر به قانونه احصائيهء زنان عالم احصا شوند ، هر زنى لا اقلّ به موجب تصريح كتب سماوى ده نفر مرد محرم دارد ، اين ده نفر مرد محرم آيا براى تربيت معاشرتى يك نفر زن كفايت نيست كه محتاج به معاشرت با بيگانگان نشود و هتك حجاب ننمايد ؛ و يك همچو معاشرتى كه بيان شد با فرض حدوث پاره‌اى خيالات عاليه در زن كه اين‌قدر مفاسد بر او مترتّب شود ، آيا ممدوح است ؛ با آنكه مسلّما نه حجاب مانع علم و تربيت است و نه بىحجابى منحصر و مقتضى علم و تربيت مىباشد ، و نه علم و تربيت هاتك حجاب و مهذّب اخلاق است . تمام اين قياسات مع الفارق و مؤيّد به امور اتّفاقى و نادرات است ، و آن هم به علل غير معلومهء بىحجابى جاهله ممكن است ، با حجاب عالمه هم ممكن است . بىحجاب مصون از فحشا وجود دارد ، با حجاب مبتلا به فساد هم ممكن است . اين قسم امور براى وضع قانون ميزان نتواند شد ؛ و اين اندازه براى مردم از دلائل و فوايد وجودش و ضررهاى عدمش كه ذكر نموديم ، كفايت است و بايد به مفاد تعرف الأشياء بأضدادها نظرى به عوالم بىحجابى بيندازيم تا مطلب پىگردد .

[ بىحجابى بسيط و مركب ]

بىحجابى بر دو قسم است بسيط و مركب . بىحجابى بسيط ، بىحجابى سادهء ايلياتى عصر فطرت است كه به واسطهء پاكى اخلاق و عظم ناموس و غيرت مدهوش خانواده‌ها بر نواميس عورات و زوجات ، هم حواس زن را جمع داشت و هم خيال مردان بيگانه را مرعوب و محدود داشت ؛ به طورى كه آميزش و مؤانست مضرّه با غير قهرا ممتنع بود ؛ و نيز به واسطه عدم توجه التفات نفوس به پاره‌اى امور و كمى آميزش با صاحبان عادات مختلفه ، فطرت‌ها بسيط و محفوظ بود . مثل عصر بربريّت اروپا ؛ و آن عصر ، اگرچه روى زن پوشيده نمىشد ، لكن هزار گونه موجبات محجوبيّت و محفوظيّت و غيرتمندى موجود بود . چنانچه تقريبا