دو سه قرن قبل بر اين رسوم حصانت و مبالغه ناموسدارى در آنها به اندازهاى بود كه لباس مخصوصى زنها داشتند كه بدان لباس عفايف و كريمات ملبّس مىشدند ؛ و آن عبارت از يك پارچهء كلفت ضخيمى بود كه براى شلوار زنها از به دو صباوت تدارك مىكردند و بر دختر مىپوشانيدند ، و كمر آن شلوار را قفل مىنمودند ، و آن شلوار مقفّل در پاى دختر تا شب عروسى كه به توسط يكى از محارم نزديك كه عمّه يا خاله باشد ، كليد آن قفل را تسليم داماد مىنمودند ؛ و اگر هم براى داماد مسافرتى پيش مىآمد ، در آن شلوار را قفل مىكرد و كليد را همراه مىبرد . و لغت ثنتور دو شستيته
etetsahc ed norutnieC
را كه ترجمه به « كمربند عفّت » مىشود ، استعمال در آن موضوع مىنمودند . و علاوه اسبابهاى ديگر هم بود از قبيل غيرت مرد و حياى زن و سادگى زنان و بىپيرايگى زندگانى و كثرت مشاغل زنان از رشتن و دوختن و پختن و دوشيدن و امثال اينها كه تماما به محجوبيّت و خانهنشينى زن كمك مىرساند و به واسطهء آن بساطت قوّهء جذب و انجذاب بىاثر مىشد ؛ و حوادث منكره كم اتفاق مىافتاد .
امّا بىحجابى مركّب كه توليد از بىحجابى بسيط شده و به توارث از عالم بربريت و عادات بدويّت اروپائيان امروزى رسيده است ، و مقصود در فلسفهء آنگونه بىحجابى است كه بايد تأمّل نمود كه اگر به زمان لويى چهاردهم كسى مراجعت نمايد ، و تاريخ آن دوره را بخواند ، خواهد دانست كه وقاحت كارى در آن عصر به چه اندازه رسيده بود كه مردم در پيدا نمودن اطفال خود عاجز مانده بودند ؛ و به واسطهء خمود اثر ديانات و ضعف عالم اخلاق و انسانيّت و بازيچه شدن رهبانيّت به سبب دورى از عصر فطرت و حدوث اقسام بدعت و گردش زندگانى عامّه به خواهشهاى سلاطين و مبدعين كنايس و مدعىهاى روحانيّت ، حال روحى و جسدى مطابق تبديلات بدويّت به حضريت و گوشهگيرى به مخالطه و مراوده ، ترقّى و تعالى نيافت . به عبارت اخرى با تبديل وضع زندگانى و كسب قدرت و ملكرانى ، رعايتى از واردات آينده بر اخلاق و حالت روحى ديانت عامّه نشد .
يعنى روح ديانتى و اخلاق مردى به تحليل رفت و قواى سلطنتى بدل ما يتحلّل آن شد . اگر نه ملت مسيح را چه افتاد كه از اخلاق مسيحى روحافزاى ملكوتى نماى تجاوز كنند و از كمربند عفّت ( ثنتور دوشستيته ) دست بكشند و از مفاد و تفاسير آيات اناجيل به كلّى چشم بپوشند .
و براى آنكه خوانندگان را از بعضى احكام مستحضر سازيم ، چند آيه از انجيل متى ذكر مىنماييم تا ملاحظه فرمايند كه حضرت روح اللّهى - على نبيّنا و آله و عليه السلام - دعوت به چه آداب و اخلاق مىفرموده و ملّت روز سفيد آن ديانت را به چه شام سياه رسانيدهاند .
باب پنجم آيه 17 : « تصور مكنيد كه من از بهر ابطال تورات و رسائل انبياء آمدهام ، از