واسطهء داشتن آن قوّهء نكتهسنج و آن دوربين همه چيز فهم ؛ چون بىتهذيب و بىديانتى عقل انسان مشوب با ساير قواى شهويّه و غضبيّه و بهيميه او شده است . مثلا يك گوسفند با يك ميش ، در موقع وقاع نظر و رغبتش محدود است به يك ثقبه ؛ و ابدا تأمّلى در زشتى و زيبايى و آرايش و رعنايى طرف وقاع خود ندارد .
نه او مو بيند و نه پيچش مو * نه ابرو نى اشارتهاى ابرو
و به عبارت اخرى قوّهء شهويهء گوسفند ، محدود از ساير قواى او ، منفكّا اعمال مىشود ؛ يعنى مجبول ( مجبور ) است به آن ؛ ولى انسان ، همان تمتّع حيوانى را كه گوسفند هنگام وقاع از موضع مخصوص مىبرد ، از تمام حركات و سكنات و وجنات و لهجات و اصوات و اشارات طرف خويش مىبرد ؛ بلكه از تمام بدن او متمتّع مىشود و مشغوليّت پيدا مىكند .
پس مسلّم شد كه با چنين حالى « 1 » ، طرف از تعدّى انسان به هيچ وجه با بىحجابى و آميزش با مردان بيگانه مصون نيست . بنابرين مقدّمات ، اگر اين تمتّعات از حقوق شخصيه است ، تحفّظ آن اخلاقا و عقلا لازم است .
اكنون در لزوم منع تعدّى و فايدهء آن صحبت مىداريم تا فلسفهء حجاب يك اندازه مبيّن شود . امروز ، دستدرازى از يك مرد بيگانه به زن بيگانه با وصف اين تنزّلات اخلاق و رفع وقاحت منكرات ، بدون قانون مواصلت ، يا جنايت است يا اقلّا قبيح شمرده مىشود ؛ خاصه اگر زن صاحب زوج باشد . اوّلا بايد ديد تمتّع از ساير جهات مذكوره ، تعدّى به حقوق غير است يا نه ؛ در صورتى كه زناشويى به تمام جهات از حقوق اختصاصى است ، البته دچار تعدّى خواهد شد و با آزادى زنان و تبرّجات و آميزش با بيگانه بدون ضرورت و مؤانستهاى بىزوجيّت ، مصونيت از تعدّى در حقوق شخصى به آن امور قهرى غير ممكن است ؛ مگر اينكه مثل عصر جاهليّت ، تمتّعات را تقسيم كرد و نيمى براى نظربازان و نيمى براى شوهران قرار داد . چنانچه در موضوع آميزش و تبرّج بيان آن رفت ؛ و اين هم در صورتى است كه رغبت و انس را حدّ يقفى بتوانند قرار داد ؛ و الّا مسلما مقدّمهء فساد است و مقدّمهء فساد عقلا و اخلاقا چنانكه گفتيم ممنوع است ؛ براى آنكه اساس مفاسد مدنيّه را تشكيل مىدهد و نظام داخلى يك فرد را كه شالودهء آن بر نظام نوع است ، بر هم مىريزند .
چنانچه در سفر لويان باب 19 آيهء 29 مستور است : دختر خود را ملوّث مساز تا آنكه زانيه شود ، مبادا كه ولايت مشغول زنا شود و زمين از فجور پر شود .
آيه مزبور ملوّث شدن يك دختر را مىفرمايد كه موجب پر شدن زمين از فجور مىگردد . و پس تعدّى به حقوق غير به تمام جهات مطلقا بايد ممنوع باشد ؛ و حجاب كه
هامش
( 1 ) . شايد : عالمى .