بوده كه آن بزرگوار براى شيعيان خود پيشبينى مىفرمايد كه شيعيان باخبر باشند ؛ و اگر هر ملّتى رجوع به تاريخ خود نمايد ، مسلّما وضع زنان دوره هزار و دويست سال قبل را بر خلاف حاليه خواهد ديد .
اين است معناى امام كه از تمام روى زمين آگاه است ؛ پيشاپيش از حال زنان پاريس و لندن و ساير اروپا و بعضى از آسيا مطابق حال كنونى خبر مىدهند . ما كه خبر داريم ناچار بايد با حذر از دعوت مروجين اخلاق نكوهيدهء اروپا باشيم . آنان كه خبر ندارند خود مىدانند با ناموسشان .
موضوع چهارم در باب تعليم و تعلّم زنان است
طلب العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة ، « 1 » و عدم صحّت عبادات از كسى كه علم به احكام ندارد ، خود اقوى شاهدى است در اين موضوع ؛ خواه طالب علم مرد باشد يا زن .
همان كسى كه تعليم و تعلّم را فرمود ، تحجّب و تستّر و عدم تبرّج و مخالطت را نيز فرمود ؛ و در اسلام زنان نابغه و عالمات بسيار بودند كه ملامت و منعى به آنها وارد نبود ؛ پس كسانى كه بدون تأمّل و رويّه ، حجاب را مانع از علم ، و تحصيل علم را ملازم با بىحجابى مىدانند ، راه خطا پيموده و مذاق و مشرب ديگران را به قلم اسلامى ترويج مىنمايند .
فلسفهء حجاب و منع تبرّج جاهليّت
مقدّمهء اوّل : « 2 » حجاب اجمالا از رسوم عاديهاى است كه حكم ديانتى را پيدا نموده است و ردّ و قبولش غالبا از روى اعتياد و انس است ؛ و ردكننده و قبول نمايندهء آن به امور تصادفى بىمنطق اقامهء دليل مىكند ، و از موضوع بحث و فلسفهء بحث خارج مىگردد . يكى حجاب را به اندازهاى شركت مىدهد كه مراعات آن ، مانع اتيان ساير تكاليف الهيّه مىشود كه زن نمىتواند ادا نمايد . ديگرى بىحجابى را به اندازهاى ترقّى فرض كرده كه از خصائص ترقّيات مدنيّهء امروزه به شمار آورده است ؛ يعنى غلبه و استيلا و مملكتگيرى را حسن اخلاق ناميده و آن اخلاق را از نتايج نتايج آن مادران بىحجاب پنداشته و هتك حجاب و اعادهء تبرّجات و اشتراكات جاهليّت را علّت ترقّى قرار داده ، بىمنطق تمجيد مىكند كه حسن اخلاق مادران و مربّى بودن ايشان بىتأمّل ، مهذّب اخلاقزادگان است ؛
هامش
( 1 ) . كنز الفوائد ، ج 2 ، ص 107 ؛ مجموعة ورام ، ج 2 ، ص 176 ؛ مشكاة الانوار ، ص 133 ، مصباح الشريعة ، ص 13 ، 22
( 2 ) . به احتمال ، مؤلف اين بخش ، فرد ديگرى است ؛ عبارات غامضتر شده و جملات نامفهوم يا دشوار فهم در آن زياد است .